تبليغاتX
عقل سرخ
 
عقل سرخ
 
 
همی گویم و گفته ام بارها بود کیش من مهر دلدارها پرستش به مستیست درکیش مهر برونند زین حلقه هشیارها
 

از کافه اندیشه بخوانید

 

آیا مسجد الاقصی را می شناسیم؟

 

جالب است اگر بدانید تا بحال مسجدالاقصی را ندیده اید و آنچه معمولاْ به عنوان مسجدالاقصی به نمایش در می آید قبه الصخره است نه مسجد الاقصی!

آن گنبد طلایی با شبستانهای بزرگ تصویر قبه الصخره است نه مسجدالاقصی!

جالبتر آنکه صهیونیستها از این اشتباه بسیار خوشحالند و به تبلیغات بیشتر می خواهند این اشتباه نهادینه شود تا کم کم تصویر اصلی مسجدالاقصی از اذهان محو شود. چراکه در برنامه آنان تخریب مسجدالاقصی نقطه عطف اشغال قدس است و به این ترتیب با تخریب آن و به نمایش درآوردن تصاویر قبه الصخره براحتی جنگ رسانه ای را خواهند برد. به تفاوت این دو توجه کنید:

مسجد الاقصي واقعي

مسجدالاقصي با گنبد سبز رنگ

Masjid Al-Aqsa (Al-Aqsa mosqe)

 

قبه الصخره

             Dome of the Rock (Al-sakhra mosqe)

 

چندي پيش تعدادي از دانشجويان فلسطيني در يك همايش در دانشگاه تهران شركت كردند. آنان به شدت از دامن زدن به اين اشتباه توسط رسانه هاي ايران عصباني بودند. آنان حتي از اينكه پشت اسكناس صد توماني ايران تصوير قبه الصخره بجاي مسجدالاقصي درج شده بسيار متعجب بودند.

 

این یک هشدار کاملاْ جدی است

 تخریب مسجدالاقصی در برنامه رژیم صهیونیستی بسیار نزدیک است و این درحالیست که مسلمانان سراسر جهان چیزی از تصویر حقیقی آن در ذهن ندارند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 14:2  توسط محسن حبیبی  | 

نشر الکترونیک کتابی در نقد وهابیت

 

يکي ديگر از تاليفات آيت‌الله العظمي مكارم شيرازي با نام "وهابيت بر سر دو راهي" در دسترس کاربران اينترنتي قرار گرفت.

در مقدمه اين کتاب آمده است:

"امروز وهّابيون به دو شاخه تقسيم شده‌اند:

 1ـ سلفى‌هاى متعصب و تندرو كه همه مسلمين جهان، جز خود را تكفير كرده و مشرك مى‌شمارند و خون و اموال آنان را مباح مى دانند، جمود در انديشه و خشونت در سخن و عمل از بارزترين ويژگى‌هاى آنهاست. از بحث‌هاى منطقى و عقلى گريزانند، در افغانستان، عراق، پاكستان و حتى در زادگاه خود (عربستان) آن قدر خشونت آفريدند كه تمام دنيا از آن ها بيزار شدند و ترسيم بسيار زشتى از اسلام در جهان ارائه كردند كه براى زدودن آثار آن بايد سال‌ها تلاش كرد.

 آنها به پايان عمر خود نزديك شده‌اند و به زودى صحنه‌ها را ترك مى‌گويند.

 2ـ وهابى‌هاى معتدل و روشنفكر كه اهل منطق و گفتمان و «حوار» هستند، به افكار ساير انديشمندان احترام مى‌گذارند و با ديگر مسلمانان به گفت‌وگوى دوستانه مى‌نشينند.

 نه فرمان قتل كسى را صادر مى‌كنند، نه مسلمانى را مشرك و كافر مى‌شمرند، و نه حكم به اباحه اموال و اَعراض مى‌دهند و روز به روز طرفداران بيشترى پيدا مى‌كنند. و اين طليعه مباركى است براى جهان اسلام كه آثارش در كتاب‌هايى كه اخيرا در حجاز منتشر شده و در جرايد و مناظره‌هاى تلويزيونى آنجا مشاهده مى‌شود."

علاقه مندان می توانند متن کتاب مذکور را در قسمت تالیفات آیت الله مکارم شیرازی مطالعه کنند.

وهابیت بر سر دو راهی

 |+| نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 13:24  توسط محسن حبیبی  | 

 

                                  به مناسبت روز جهانی قدس

 

 

 از ديرباز يكي از علل اشغال فلسطين، فروش زمينهاي اين كشور به يهوديان بوده است. لذا عده­اي قائل شده­اند كشور فلسطين به تدريج از سوي ساكنان آن به يهوديان فروخته شده است و لذا فلسطينيان حق اعتراض ندارند اما آيا فروش زمين در فلسطين واقعيت است و يا افسانه؟ در اين نوشتار سعي مي­شود ضمن ارائه تاريخچة­اي از اين مسئله، به طور مستدل افسانه بودن اين مطلب اثبات شود.

مقاومت فلسطينيان در برابر پروژه صهيونيسم در عهد امپراتوري عثماني

  مقاومت عليه فعاليت­هاي شهرك­سازي يهوديان در فلسطين از همان زمان آغاز اجراي طرح صهيونيسم در فلسطين شروع شد و از اولين مراحل اجراي اين طرح در زمان امپراتوري عثماني، درگيري­هايي ميان كشاورزان فلسطيني و شهرك­نشينان يهودي در سال 1886 روي داد......


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 19:16  توسط محسن حبیبی  | 

شاید پرسش پیشرو را قدری زودتر از موعد مطرح کرده ام٬ اما حال است و فعلا دست داده و کاریش نمی توان کرد.

به راستی چرا حسين بن علی(ع) کوفه را مقصد سفر خود قرار داد؟


۱-در آن زمان بهتر از کوفه نبوده است. عراق در آن زمان قلب دولت اسلامی و رجال بوده و نقش اساسی در فتوحات داشته است.


۲-کوفه مهد تشیع و یکی از کانون های علویان بوده است.سابقه دوستی کوفیان با اهلبیت  طولانی بوده است.

۳-کوفه بزرگترین پایگاه مخالفان حکومت اموی بوده است. زیرا پیش از نعمان بن بشیر (حاکم کوفه پیش از عبید الله) مغیرة بن شعبه و زیاد بن ابیه بر کوفیان ستم های زیادی کرده بودند و کوفیان نسبت به بنی امیه کینه داشتند.

۴-نامه های کوفيان و دعوتشام کاری کرد که اگر او غير از کوفه راهی انتخاب ميکرد٬ شهادتش هيچ توجيه تاريخی نداشت. زيرا در پاسخ به عبدالله بن زبير ميفرمايند:بخدا سوگند اگر در سوراخی پنهان شوم آنها مرا بيرون کشند و به کشتنم فرمان دهند. پس کشته شدن قطعی بوده و حتی مي خواستند در ايام حج حضرت را به شهادت برسانند و امام شهادت را با اين سفر جهت دار نمود.

......

اما چرا کوفیان با حضرت چنان کردند؟ همه آنها بغض علی و اولاد علی بر دل داشتند؟ آیا نامه ها دروغین بود؟ دوستار اهل بیت نبودند؟ ترسیدند؟ خیانت کردند؟ حق را به موقع یاری نکردند؟...

 یافتن علت پیمان شکنی کوفیان بسیار سخت است چون شهر کوفه شهر پیچیده ایست.

جالب اینکه بدانیم کمترین تعداد ذکر شده برای لشکر کوفیان در جنگ با حسین بن علی(ع) ۳۰۰۰۰ نفر است. جالب اینکه این سپاه خالص کوفی بوده است نه شامی یا ترکیبی از کوفی و شامی.

بیشتر از این افرادی بودند که در شهر ماندند و به یاری نیامدند. اگر تعداد زنان و کودکان را نیز در نظر بگیریم متوجه میشویم که با شهری حداقل ۲۵۰۰۰۰ نفری مواجهیم. هر چند در تاریخ عدد یک میلیون نفر هم برای کوفه نوشته شده است اما حداقل همان عددیست که ما حدس زدیم.

می پرسید این مطالب چه ربطی به موضوع دارد؟

پاسخ اینست که کوفه با این بزرگی برای خود در آن زمان کلان شهری بوده است و انواع و اقسام آدم ها در آنجا وجود داشته٬ هم خوب هم بد. هم دیندار و هم لا ابالی. هم شجاع و هم ترسو ....

این یک سنت و قانون الهیست که چون دینداران طرفداری از حق نکنند  بدان مسلط می شوند. وصیت امیر مومنان را فراموش نکنیم که : "اگر امر به معروف و نهی از منکر نکنید بدان بر شما مسلط می شوند. آنوقت دعا می کنید اما مستجاب نمی شود".

کوفیان در زمان لازم٬ دور مسلم را خالی کردند و در عرض یک بعد از ظهر عبید الله که تنها با ۵۰ نفر فرار کرده بود٬ برکوفه  مسلط شد . شاید کوفیان فکر نمی کردند اینگونه شود.

اینکه چرا دور مسلم خالی شد هم بحث طولانی دارد که باید در جای خود گفته بشود.

یادمان نرود در ۱۸ تیر این ماجرا و امتحان برای ما هم اتفاق افتاد و ما هم داشتیم این تجربه  را تکرار می کردیم . اما خدا نسبت به ما عنایت داشت و مردم دیندار با توفیق الهی این بار به موقع به میدان آمدند. جامعه ما هم پیچیده است و انواع افراد داریم. شجاع و ترسو٬ دیندار و بی ایمان٬ خداجو و دنیا طلب٬ ...

خب اگر یک طرف که دینداران و خداجویانند میدان را خالی بگذارند٬ گروه مقابل بی کار     نمی نشیند.

کوفه هم بسیار پیچیده بوده و در خود انواع مختلفی از مردم رو جا داده بوده است. 

- گروهی حرام خوارو دنیا طلب بودند و از ابتدا در دور یزید و عبید الله حلقه زدند و یا اگر از ترس حامیان مسلم به طرف ابن زیاد نرفتند اما از هوادارن مسلم هم نبودند و در پی فرصتی بودند تا به ابن زیاد بپیوندند. همین ها به جنگ امام آمدند و اغلب سپاه کوفه در جنگ با امام را این افراد تشکیل میدادند. کسانی که از اول بغض علی و اولاد علی را به دل داشتند. در جواب امام هم در عاشورا گفتند میکشیمت. چرا؟ "بغضا لابیک" چون از بابات بدمون میاد.

- گروهی دوستار امام که در راه اون جنگیدند. چون مسلم بن عوسجه.

- گروهی دوستار امام بودند اما ابن زیاد آنان را به بند کشیده بود چون مختار و سلیمان بن صرد خزاعی که هر دو بعد از عاشورا و پس از آزادی قیام کردند هر چند با نیتهای متفاوت.

- گروهی دوستار اهل بیت اما سست عنصر و ترسو بودند. عبیدالله بعد از به قدرت رسیدن و شکست قیام مسلم با کشتن مسلم و هانی اون هم با آون همه طرفدارای این افراد دلهره زیادی در دل کوفیان انداخته بود. اعلان دروغین وجود سپاه عظیم شام پشت دروازه های کوفه٬ مزید بر علت بود. یادمان نرود طوری شده بود زنان می آمدند و دست مردانشان را می گرفتند و از دور مسلم می بردند. عبید الله بارها اعلام کرده بود اگر با من نباشید حاضرتان را به جای غائبتان و بی گناهتان را به جای گنهکار می کشم. او شعار امروز بوش را استفاده میکرد که اگر با ما نباشید بر علیه ما هستید. بالاخره هم جنگ روانی او کار خود را کرد. نمی خواهیم کار مردم کوفه را توجیه کنیم و به جای خود آنان در خالی کردن میدان برای نااهلان مقصرند اما می خواهیم بگوییم وقایع تاریخی و تحلیل موضع گیری انسانها بسیار پیچیده است و مردم کوفه هم در پی رخدادهایی تصمیم گرفته اند٬ هر چند مسئول آخر تصمیماتشان خودشان بوده اند.

اینان دوستار امام اما بی توجه به اوضاع زمانه بودند. مثلا خیلی از اونها فکر نمیکردند ماجرا به جنگ ختم بشود. مثلا حر بن یزید ریاحی تا آخر امید به فیصله ماجرا داشت و وقتی دید ماجرا جدیست در موقع مناسب تصمیم خود را گرفت و رستگار شد. شاید خیلی از آنها که در کوفه ماندند فکر میکردند خب امام از راه خود برمیگردد یا یک جوری مصالحه میشود. لذا درست بعد از عاشوراست که خیلی از کوفیان پشیمان می شوند اما دیگر سودی ندارد. آنها جنبشی به نام توابین به راه می اندازند. آنقدر از این که دور حسین را خالی کرده اند پشیمانند که تنها راه خود را کشته شدن میدانند.

و گروه های زیاد دیگری که شاید ما نتوانیم تمامی آنها را شناسایی کنیم.

اوضاع عجیبی بر کوفه حکفرما بوده است و نمی توان به سرعت تصمیم گرفت وبه یک چوب تمام کوفیان را راند و بگوییم تمامی نا مه ها دروغین بوده است. به نظر این حقیراکثر نامه ها از روی صدق نوشته شده بوده است اما راستگو بودن ربطی به شجاعت یا فراست و یا تصمیم به موقع ندارد. البته برخی نیز برای دنیا برای حضرت نامه داده بودند اما اگر همه یا بیشتر آنها از روی هوی و هوس بود که مسلم صدق آنها را تایید نمی کرد. باید بدانیم انسانها می توانند صفات به ظاهر متناقضی را با هم در خود جمع کنند.به این نکته که در تاریخ ثبت شده است توجه فرمایید:

فرزدق که شاعری معروف و دوستار اهل بیت (ع) است با امام  یا در منزلگاه صِفاح و یا در منزلگاه شقوق ملاقات می کنند و در آنجا سخن جالبی در وصف مردم کوفه دارد. او در پاسخ حضرت که از او می خواهند از اوضاع کوفه بگوید چنین گفته است: " ... دلهای مردم با شما و شمشیرهای آنان با بنی امیه است.."

فهم این جمله خیلی سخت است و فکر می کنیم اگر هم اینگونه بوده این تنها در خصوص کوفیان است اما کربلا ماکت کوچک تمام تاریخ است. یعنی در هر زمانی این اتفاقات می تواند بیافتد. در ماجرای مدرس یا ۲۸ مرداد یا ... اینگونه شد. اما اگر به موقع کسانی که در دل حب حق دارند و تعدادشان هم کم نیست٬ به یاری حق بشتابند٬ چون ۱۸ تیر می شود و راه حق بی یاور نمی ماند.

 

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 7:13  توسط محسن حبیبی  | 

                   

 

 

 

          

                  آیا ایرانیان با زور شمشیر مسلمان شدند؟

 

نقاط تاریک در تاریخ بسیاره و به این ابهامات، تفسیر ها و نوع نگرش های متفاوت تاریخ نویسان و تحلیل گران این علم پیچیدگی خاصی بخشیده است.

برخی می پرسند آیا اسلام به زور شمشیر گسترش یافته است؟ و یا اگر علی (ع) به جای خلیفه دوم بود به ایران حمله می کرد؟ آیا بهتر نبود اسلام نیز مانند دینی چون بودا یا مسیحیت پیام خود را با محبت و صلح به جهانیان عرضه میکرد؟ 

اولا : بسیار ساده اندیشی است که فکر کنیم ملت ریشه داری چون ایرانیان با اشغال و زور شمشیر دینشان را تغییر داده باشند. چرا که در پی اشغال ایران توسط یونانیان و با اینکه 200 سال یونانیان از طریق سلسله سلوکیان بر این سرزمین حکومت کردند ایرانیان دین و آیینشان تغییر نکرد؟ و یا پس از حمله مغول این اتفاق نیفتاد؟ بلکه این مغول ها بودند که تنها بعد از یک نسل تغییر دین دادند و همه مسلمان شدند.
حال چا پس از غلبه مسلمانان براين سرزمين مردم ايران به راحتي دينشان را تغيير مي دهند؟ به نظر حقير يكي از دلايل آنست كه اصول کلی اسلام و فرهنگ غالب مردم این سرزمین بسیار به هم نزدیک است و گرنه اعراب جاهلی منهای دینی خداوند از طریق رسول بر آنان ارزانی داشت چیزی برای عرضه در مقابل ایرانیان نداشتند.

هر مححقي كه در زمينه اسلام اندك اطلاعات پژوهشي داشته باشد  ميداند اسلام بر دو اصل مرتبط با هم يعني توحيد و عدالت استوار است. در مورد توحيد كه اسلام يگانه منادي توحيد ناب در سرتاسر زمان ها و مكان هاست و پيامبر ختمي مرتبت"ص" اصلي ترين شعارش "قولوا لا اله الا الله تفلحوا" بود. در مورد عدل هم اختلاف برخي از فرق مسلمان تنها در ابعاد و نوع تعريفشان از عدل است آن هم تنها در زمينه عدل الهي نه در حيطه جامعه. زيرا در حيطه مسائل اجتماعي همه فرق مسلمان بر اصل عدالت متفق القولند.

در مورد فرهنگ و اعتقادات ايرانيان نيز بايد گفت توحيد و عدل دو ويژگي و حصيصه اصلي اين مردم بوده و است.تنها كافي است به تخت جمشيد نگاهي بيندازيم تا نمود هاي وحدت و عدالت را به وضوح مشاهده نماييم. در زمان ساخت اين بنا تمامي اطلاعات مربوط به ساخت و گزارش كارها بر لوحه هاي گلين نوشته مي شده است و آتش زده شدن اين بناي باستاني از سوي اسكندر با تمام ويراني هايش اين سود را داشته كه اين لوحه ها را به آجر تبديل كرده است و لذا اطلاعات مكتوب بر آنها براي ما باقي مانده است. جالب است بدانيد براي ساخت اين بناي با شكوه پول پرداخت مي شده است. بله، درست خوانديد، پدران ما بر خلاف رويه دوران باستان كه پادشاهان (چون فرعون هاي مصر و خاقان هاي چين) براي ساخت بناهاي خود از بردگان و كارگران رايگان و لذا ظلم به انسان ها استفاده مي كردند، براي وجب به وجب تخت جمشيد پول و اجرت پرداخته اند. اين است عدالت حاكم بر روحيه ايرانيان. البته در صدد تطهير تمام اعمال و رفتار گذشتگان نيستم و مسلم است در تمام ملت ها و در ميان همه زمامدارن خوب و بد پيدا مي شود اما برخي روحيه ها بر بعضي ملل غلبه دارد و از نشانه ها مي توان دريافت كه عدالت طلبي حالتي حاكم برروح جمعي مردم ايران است. به خاطر همین برخورداری از حسن سابقه تاریخی و پاکی گذشتگانم است که اینجانب با سرافرازی تمام و با کمال افتخار فریاد بر می آورم که "من یک ایرانی مسلمانم"

 در خصوص توحيد نيز ...... 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 17:11  توسط محسن حبیبی  | 

 

بزرگی دیگر رفت

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 15:42  توسط محسن حبیبی  | 

یکی از موضوعات مهم در خصوص فلسطین را در فصل "افسانه فروش زمین"  بخوانید. این مطلب از کتابی انتشار یافته از سوی دفتر جنبش حماس در تهران برداشت شده است و نشان می دهد بخش بسیار اندکی از سرزمین فلسطین از سوی یهودیان خریداری شده است و اغلب زمین ها با زور سرنیزه تصاحب شده اند.

علاقه مندان به موضوع فلسطین از مطالعه این مطلب لذت خواهند برد.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 0:10  توسط محسن حبیبی  | 
 
  بالا