|
عقل سرخ
|
||
|
همی گویم و گفته ام بارها بود کیش من مهر دلدارها پرستش به مستیست درکیش مهر برونند زین حلقه هشیارها |
دوست عزیزم مجتبی٬ شعری در وصف سقای تشنه لب برایم فرستاده است که دوست دارم شما هم از آن لذت ببرید
آسمان تکیه به دستان تو دارد عباس
مرغ دل خانه به ایوان تو دارد عباس
ابر هر بار کی می بارد از انبوهی بغض
شرم از تشنگی و روی تو دارد عباس
دلهای درست پیرو خون خداست
بنگر به تولد ابوالفضل که او
از روز نخست پیرو خون خداست
در یکی از نظرهای پست قبلی که دوستان عنایت فرموده بودند٬ چند بیت شعر را دوست عزیزم "علی" هدیه کرده بود که عینا با ذکر منبع برای عاشقان تجلی عظمای حقیقت٬ زینب کبری سلام الله علیها٬ می آورم.
در حال خوش عاشقی قدری لذت ببرید.
ای همسفر با غصه ها و ماتم عشق
ای خون جگر از ماجرای پر غم عشق
ای سينه ات آيينه دار داغ گلها
ای باغبان بی قرار باغ گلها
ای همنوا با نينوا نای گلويت
سرخی خون لاله ها آب وضويت
در محملی از خون دل قلبت شکسته
با ياد آن بانوی در محمل نشسته
گاهی نشسته خود نماز شب بخوانی
. تا حال زينب را به شام غم بدانی
گاهی سرت بر تربت سلطان عشق است
گاهی دلت کرب و بلا گاهی دمشق است
چشمت ز خون و جانت از ماتم لبالب
ذکر لبانت دم به دم شد وای زينب
زينب خدای عشق و جان عالمين است
ذکر طپشهای دل زينب حسين است
چون طينت او از ازل شد نينوايی
روحش حسينی است و قلبش کربلايی
همراه ياران شد روانه از مدينه
با خاطراتی جانگداز و سوز سينه
گاهی به مهلا بوسه از دلدار گيرد
گاهی به مقتل از غمش صد بار ميرد
گاهی به نيزه زائر رخسار يارش
گاهی به پيراهن کند ياد نگارش
از کربلا تا شام غم احرام بسته .
در حج خونينش سر از محمل شکسته
در سينه زينب که مجنون حسين است
دل نيست قلبش مشتی از خون حسين است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است از سوز محبت چه خبراهل هوس را
این آتش عشق است نسوزد همه کس را
|
|