تبليغاتX
عقل سرخ
 
عقل سرخ
 
 
همی گویم و گفته ام بارها بود کیش من مهر دلدارها پرستش به مستیست درکیش مهر برونند زین حلقه هشیارها
 

 

دوست عزیزم مجتبی٬ شعری در وصف سقای تشنه لب برایم فرستاده است که دوست دارم شما هم از آن لذت ببرید

 

آسمان تکیه به دستان تو دارد عباس

                         مرغ دل خانه به ایوان تو دارد عباس

ابر هر بار کی می بارد از انبوهی بغض 

                        شرم از تشنگی و روی تو دارد عباس

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 13:13  توسط محسن حبیبی  | 
نی هر دل سست پیرو خون خداست

دلهای درست پیرو خون خداست

بنگر به تولد ابوالفضل که او

از روز نخست پیرو خون خداست

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 9:38  توسط محسن حبیبی  | 

در یکی از نظرهای پست قبلی که دوستان عنایت فرموده بودند٬ چند بیت شعر را دوست عزیزم "علی" هدیه کرده بود که عینا با ذکر منبع برای عاشقان تجلی عظمای حقیقت٬ زینب کبری سلام الله علیها٬ می آورم.

در حال خوش عاشقی قدری لذت ببرید.

ای همسفر با غصه ها و ماتم عشق

ای خون جگر از ماجرای پر غم عشق

ای سينه ات آيينه دار داغ گلها

ای باغبان بی قرار باغ گلها

ای همنوا با نينوا نای گلويت

سرخی خون لاله ها آب وضويت

در محملی از خون دل قلبت شکسته

با ياد آن بانوی در محمل نشسته

گاهی نشسته خود نماز شب بخوانی

. تا حال زينب را به شام غم بدانی

گاهی سرت بر تربت سلطان عشق است

گاهی دلت کرب و بلا گاهی دمشق است

چشمت ز خون و جانت از ماتم لبالب

ذکر لبانت دم به دم شد وای زينب

زينب خدای عشق و جان عالمين است

ذکر طپشهای دل زينب حسين است

چون طينت او از ازل شد نينوايی

روحش حسينی است و قلبش کربلايی

همراه ياران شد روانه از مدينه

با خاطراتی جانگداز و سوز سينه

گاهی به مهلا بوسه از دلدار گيرد

گاهی به مقتل از غمش صد بار ميرد

گاهی به نيزه زائر رخسار يارش

گاهی به پيراهن کند ياد نگارش

از کربلا تا شام غم احرام بسته .

در حج خونينش سر از محمل شکسته

در سينه زينب که مجنون حسين است

دل نيست قلبش مشتی از خون حسين است

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 18:46  توسط محسن حبیبی  | 
گفتم که روی ماهت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 8:54  توسط محسن حبیبی  | 

از سوز محبت چه خبراهل هوس را 

این آتش عشق است نسوزد همه کس را

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 16:39  توسط محسن حبیبی  | 
كاش خيابانها كوتاه مي شد ...!

كاش مي شد براي باران نامه نوشت ...!

كاش الفباي درد،نوشتني بود ...!

كاش آسمان حرف كوير را مي فهميد . ..!

كاش دل ها آنقدر خالص بود كه دعا ها قبل از پايين آمدن دست ها مستجاب ميشد...!

كاش مرگ معني عاطفه را درك مي كرد ...!

وای کاش ارزوهایم گم نمیشد.....
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 0:48  توسط محسن حبیبی  | 
همی گویم و گفته ام بارها                         بود کیش من مهر دلدارها                            
پرستش به مستی ست درکیش مهر          برونند زین حلقه هشیارها
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 19:3  توسط محسن حبیبی  | 
 
  بالا