تبليغاتX
عقل سرخ
 
عقل سرخ
 
 
همی گویم و گفته ام بارها بود کیش من مهر دلدارها پرستش به مستیست درکیش مهر برونند زین حلقه هشیارها
 

حتما بخوانید

 

مطلبی جالب توجه از دوست خوبم

 

فتنه ای دیگر!
تلاشها برای عدم نمایش  فیلم تحریک آمیز و ضد اسلامی خیرت ویلدرس نماینده راستگرای پارلمان هلند با نام "فتنه" به نتیجه ای نرسید و فیلم روز ۲۷ مارس در سایت لایو-لیک به نمایش در آمد. این اقدام با فاصله کوتاهی از نمایش کاریکاتورهای توهین آمیز دانمارکی صورت می گیرد. رادیو زمانه که این خبر را بطرز تامل برانگیزی پوشش وسیعی داده درباره فیلم آورده است:
------"این فیلم پانزده دقیقه‌ای در بخش اول خود به صورت متناوب آیه ای از سوره های قرآن را تلاوت می کند و سپس رابطه ای میان مضمون آیه را با خشونتهای تروریستی یا اندیشه های افراطگرایانه برجسته می سازد. مثلا در آغاز فیلم صفحه ای از قرآن باز می شود و آیه ای قرائت می‌شود که در آن "مؤمنان ترغیب به دشمنی با دشمنان الله می‌شوند." پس از آن تصاویری از جمله هواپیماها به برج‌های مرکز جهانی تجارت در نیویورک به نمایش در می‌آید. صحنه‌هایی از بمب‌گذاری‌های لندن و مادرید و قتل کارگردان هلندی نیز در فیلم آمده است.
در صحنه هایی از این فیلم نیز قمه خوردن کودکان شیعه عراقی توسط مادرانشان در عاشورا و اعدام زنی افغانی توسط طالبان در زمین فوتبالی در کابل را نشان می دهد.
در بخش دوم، فیلم بر حضور مسلمانان در هلند و اروپا متمرکز می شود و تفاوت باورهای دینی آنان را در باره زناکاران و جهاد و روابط همجنسگرایانه برجسته می سازد و آنها را به عنوان خطری برای جوامع اروپایی مطرح می کند.
در این فیلم کوتاه که "فتنه" (Fitna) نام‌گذاری شده روایت کلامی وجود ندارد و فیلم صرفا با کنار هم گذاشتن آیات و صحنه هایی از فیلمهای تلویزیونی مختلف و یا بریده روزنامه ها روایت خود را پیش می برد.
در این فیلم صحنه‌هایی از ویدیوهای سر بریدن غربیان توسط افراد گروه القاعده، سخن‌رانی‌های شدیداللحن خطبای اسلامی از شبکه تلویزیونی اقرء عربستان سعودی و صحنه‌های مربوط به کشته شدن کارگردان هلندی ضد اسلام، تئو فان خوخ (ون گوگ) به دست یک مراکشی مسلمان گنجانده شده است. در صحنه هایی از فیلم نیز یهودکشی و یهودستیزی از زبان امامان مساجد و جمعه که به زبان عربی سخنرانی می کنند برجسته می شود.
پس از آن تصاویری از رهبران ایران از جمله محمود احمدی‌نژاد، پخش می شود که وعده می دهند اسلام تمام جهان را فتح خواهد کرد.
تهدیدهای مختلف نسبت به سیاستمداران ضد اسلامی هلند از دیگر تصاویر این فیلم هستند.
فیلم خیرت ویلدرس با تظاهر به پاره کرده صفحه ای از قرآن که به زعم او حاوی آیات مبلغ خشونت است و فید فیلم پیش از انجام آن تمام می شود. صدای پاره شدن صفحه شنیده می شود اما در تیتراژ پس از این صحنه می آید: «صدایی که شنیدید صدای پاره کردن صفحه ای از کتاب تلفن بود.»
او در این تیتراژ می گوید: «دولت می خواهد که شما به اسلام احترام بگذارید اما اسلام برای شما احترامی قائل نیست.» در تیتراژ پایانی فیلم پیامهایی می آید در باره اینکه باید ایدئولوژی اسلامی را شکست داد همانطور که ایدئولوژی کمونیستی شکست داده شد. "-----

آقای ویلدرس چرا به من توهین می کنید؟!
آقای ویلدرس من یک مسلمانم. نه در شناسنامه ام بلکه با تمام وجودم! عضو القاعده هم نیستم!هیچ کس را نکشته ام!به هیچ کس آسیبی نرسانده ام! از قضا کاریکاتور کشیدن هم بلدم اما هیچ وقت کاریکاتوری در توهین به مقدسات هیچ دینی تصویر نکرده ام! دین که جای خود دارد هیچ ملیت و قومیتی را هم کاریکاتور نکرده ام!راستی فیلم ساختن را هم بهتر از شما بلدم! اما در این زمینه هم مانند شما نبوده ام.
آقای ویلدرس ناراحتم که چرا به دروغ چیزهایی را به من نسبت داده اید که هرگز به آن فکر نکرده ام! هرگز فکر نکرده ام که سر کسی را ببرم! کسی را مثله کنم! آدمهای بیگناه را بمب تکه تکه کنم!
ناراحتم که به نام آزادی به من و مقدسات من توهین کرده اید!
آقای ویلدرس لطفا به من ثابت کنید که چگونه تا آن حد که در فیلمتان نشان داده اید، رفتارم ضد انسانی و وحشیانه است!
آقای ویلدرس چرا به من توهین می کنید؟!

سخنی با دوستان وبلاگ نویسم
ما مسئول دفاع از آزادگی خویشیم... این صدا نباید حبس بماند... گروهی وقیح شده اند.... جالب است بدانید طراح دانمارکی کاریکاتورهای موهن علیه رسول اکرم (ص) استفاده  بدون اجازه کاریکاتور هایش در فیلم ویلدرس را نقص حق کپی رایت دانسته و قصد دارد از ویلدروس شکایت کند...می بینید در توهین به مقدسات ما سر و دست می شکنند .... باید فعال تر بود
از نوشتن در این صفحات مجازی تا اعتراضی شایسته یک مسلمان در هر کجای این دنیا... به هر شکلی که زیبنده یک مسلمان است.
دو روز از حادثه می گذرد و هیچ حرکت خاصی ندیده ایم...جز محکومیت ماجرا توسط مقامات رسمی... مگر فقط مقامات رسمی مسلمانند ؟مگر ما مسلمان نیستیم؟...جنبشی حرکتی چیزی....حتی یک تحصن ساده مقابل سفارت هلند را هم شاهد نبوده ایم...

 

این هم ادامه دارد...

 |+| نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 18:43  توسط محسن حبیبی  | 

ارزش اخلاقي شادي وغم

پديده شادي يا غم ، از نوع « انفعال نفس » است و آدمي در پديد آمدن آن اختياري ندارد. ولي ايجاد زمينه و بستر شكل گيري و تهيه مقدمات آنها در بسياري از موارد ، اختياري است و با رويكرد‌هاي مختلف مي‌توان به هر يك از آنها اقدام كرد. نقش تعليم و تربيت در اين موضوع مهم است و مي‌تواند به انتخاب صحيح روشها كمك كند و در سلامت روحي و رواني جامعه تأثير جدي بگذارد. «تعاليم ديني» ازتوان تأثير فراواني برخوردارند. هر گونه رويكردي در اين خصوص مي‌تواند فرهنگ جامعه را دچار تحولات مثبت يا منفي كند و در نهايت جامعه‌اي با نشاط و اميدوار يا جامعه اي افسرده و نوميد پديد آورد. روشن است كه نشاط و اميدواري جامعه ، موجب تلاش و فعاليت مثبت و رشد و توسعه و تكامل مادي و معنوي مي‌شود و افسردگي و نوميدي ، جامعه‌اي خمود ، غير فعال و منحط از نظر مادي و معنوي پديد مي‌آورد.

اين حالات تا آن جا كه غير اختياري باشند از نظر اخلاقي نه ارزش مطلوب دارند و نه نامطلوب، نه ارزش مثبت دارند و نه منفي. براي هر كس طبيعتا وقتي متوجه خطري مي‏شود حالت خوف پيش مي‏آيد. اين طبيعي است و اختياري هم نيست و هنگامي مطلوبش تحقق پيدا كند، شادمان مي‏شود. اين شادي امري طبيعي است، براي انبيا و اوليا(ع) نيز حالتي بوده است. در قرآن كريم بسياري از موارد همين اسف و غضب و حزن در مورد انبيا(ع) ذكر شده است.

 اين حالات تا آن جايي كه يك انفعال طبيعي است مدح و ذمي در پي ندارد، ولي ادامه اين حالات و عكس العمل‏هايي كه انسان انجام مي‏دهد از آن نظر كه اختياري است، ارزش‏هاي مثبت و منفي خواهد داشت. همچنين است مقدماتي كه انسان با اختيار خود فراهم مي‌كند. اين حالات مانند همه حالات ادراكي، وقتي تحقق پيدا مي‏كند كه انسان نسبت به آنها آگاهي داشته باشد. گاهي توجه غير اختياري است و انسان دفعتا متوجه مي‏شود خطري او را تهديد مي‏كند، اما گاهي اين توجه با اختيار خود انسان حاصل مي‏شود. مثلاً زماني انسان  درباره چيزي فكر مي‏كند و متوجه مي‏شود كه خطري او را تهديد مي‏كند. اين‏جاست كه جنبه اختياري پيدا مي‏كند و وارد حوزه اخلاق مي‏شود، مثلاً انسان تا توجه به عذاب‏هاي آخرت پيدا نكرده ترسي هم ندارد، اما وقتي از راه فكر كردن مي ترسد، چون مقدمات اين خوف اختياري بوده لذا اختياري محسوب مي‌شود.

حال اگر عملي اختياري موجب محروميت انسان از كمالِ برتري شود؛ يعني به واسطه تزاحم،  ارضاء يكي محروميت از ديگري را با وجود اهميت بيشتر آن در پي داشته باشد؛  لذا اولي نامطلوب محسوب شده و ارزش منفي مي‌يابد. بر عكس اگر عملي موجب شود انسان به خواسته‏هاي ارزنده‏تر و كامل‏تري برسد، ارزش مثبت خواهد داشت. تمامي حالات نفساني نيز اينگونه هستند. اگر در مواردي خوف، حزن، سرور، رجا، يأس، قنوط و ساير مفاهيم مرتبط انسان را از كمالات ديگر باز دارند، آن حالت طبعا نامطلوب خواهد بود و به اندازه‏اي كه اختياري باشند از نظر اخلاقي، ارزش منفي خواهند داشت. در اسلام كمالي بالاتر از رسيدن به قرب الهي نيست. از اين رو تمامي اعمال با ملاك تقرب سنجيده مي‌شوند. اين به گونه‌ايست كه در تمامي عبادات نيت خالص از اجزاء اصلي محسوب مي‌شود.

اما در انديشه فردي چون دالايي‌لاما شادي غايت غصواي زندگي محسوب مي‌شود. دكتر هوارد.سى. كاتلر قلب پيام او را از ميان سخنان دالايى لاما اينگونه استخراج كرده است: “به اعتقاد من مهم‏ترين هدف زندگى ما، رسيدن به شادى است. چه انسان معتقد به اصول مذهبى باشد چه نباشد، و هر مذهبى كه داشته باشد، همه ما در جستجوى رسيدن به چيز بهترى در زندگى مان هستيم. بنابراين من فكر مى‏كنم، حركت و فعاليت ما به سوى دست يافتن به شادى است...” [1] اين مقصود زندگى هيچ ارتباطى به سواد، مال مليت، نژاد، موقعيت اجتماعى و يا ايدئولوژى ندارد و با هر موقعيتى مقصود از زندگى شاد بودن است زيرا كه ايده تندرستى و شادابى و آسايش و رفاه و خوشبختى بر صحيفه باطن انسان ترسيم شده است.[2] در اين نظرگاه شادي ارزش مطلق دارد و همواره مثبت است و ارزش هر عمل ديگري به نسبتي كه با شادي مي‌يابد مشخص مي‌شود.

شادي و حزن در قرآن و روايات

در قرآن از «شادي» با واژگان "فرح" و "سرور" يا "حبور" ياد شده است.  "فهم في روضة يحبرون”.[3] همچنين است مفاهيم مرح و بطر. در مقابل حزن و اسي: “لكيلا تأسوا علي ما فاتكم”.[4] و يا مفاهيم اسف، ضيق صدر: “فلاتكن في ضيق مما يمكرون”3، “يضيق صدري” [5] بخوع “باخع‏نفسك”[6] و ندامت از سوي ديگر قرار دارد. همين‏طور مفهوم “رضا” از يك طرف و مفاهيم سخط، غضب، كراهت، غيظ، و كظيم به معناي مكظوم از طرف ديگر است؛ مانند “و لاتكن كصاحب الحوت اذ نادي و هو مكظوم”[7] و همچنين آيه شريفه “و هو كظيم”[8]. همين گونه خوف و خشيت و اشفاق و رهبت و وجل كه تقريبا مترادف هستند؛ در مقابل امن و سكينه و اطمينان قلب و نيز رجاء كه انتظار رفع محذور يا تحقق مطلوب است. همچنين در مورد “شادي و غم” در قرآن مي توان به مفاهيم ذيل رجوع كرد: ضحك، بكاء، استبشار، اسفار، و قرة عين. همچون آيه شريفه “وجوه يومئذ مسفره، ضاحكة مستبشره”.[9] در مقابل گشاده‏رويي نيز حالت عبوسي قرار دارد : “عبس و تولّي”[10] ، و يا قمطرير: “يوما عبوسا قمطريرا”[11] ، يا تيرگي و غبارآلودگي: “عليها غبره”[12]  و مي‏توان تعبير “كالحون”، در آيه 104 مؤمنون، را نيز بر آنها افزود. مفاهيم ديگري نيز هست كه مربوط به رفتار انسان و عكس‏العمل او در برابر رويدادهاي خوشايند و ناخوشايند است؛ مثلاً به بي‏تابي در عمل و گريه و ناله بسيار به هنگام بلا “جزع” گفته مي شود. “ان الانسان خلق هلوعا * اذا مسّه الشّر جزوعا”[13] و در مقابل آن واژه “صبر” به كار مي‏رود. فزع نيز همان خوف است كه در آيه شريفه “و هم من فزع يومئذ آمنون”[14] آمده است.

هر چند دين به نوعي شادي را تو صيه  كرده است ولي بر خلاف عرفان هاي جديد که معتقدند اساس شادي خود را بر پايه شرايط و احوال ديگران قرار ندهيد و موجبات شادي و شور افزونتر خود را فراهم سازيد و يا اينکه مشكل مهم وجود بي عدالتي نيست ، بلكه نحوه واكنش شما در برابر آن است كه اهميت دارد؛ در دين هيچ‌گاه شادي فردي هدف غاِِيي نبوده است.

از آيات مختلف الهي مي‌توان به نوعي مطلوب نبودن « حزن و اندوه » را برداشت كرد. به طور نمونه در قرآن كريم نسبت به عاقبت نيك آدميان چه در دنيا و چه در آخرت (و عمدتاً در آخرت) و در مناسبت‌هاي مختلف آمده است: «... لا خوف عليهم و لا هم يحزنون = هيچ ترسي و اندوهي بر آنان نخواهد بود »[15] . اين بيان الهي نشان مي‌دهد كه خوف (ترس) و حزن (غم و اندوه) امور نامطلوب و ناپسندي هستند كه خداوند سبحان در بيان عاقبت پسنديده بندگان نيك خود با صراحت آنها را منتفي مي‌شمارد.

دليل ديگر اين آيه شريفه است: « فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيرا... جزا ء ً بما كانوا يفعلون = پس بايد كم بخندند و زياد گريه كنند... كه اين نتيجه ي رفتاري است كه انجام داده اند.”[16] است. اين آيه در مورد كساني است كه رفتار ناشايستي از آنان سرزده و از آن رفتار ناپسند ، شادمان و خندان‌اند”.  يعني سخن از افراد “ نافرمان” است كه از دستور پيامبر خدا (ص) با بهانه‌هاي غير منطقي ، سرپيچي كردند و از اين عمل خود شادمان بودند. فرح المخلّفون... = شادي كردند افراد متخلف ونافرمان[17]. اگر مفهوم مخالف اين آيه را در نظر بگيريم ، معلوم مي شود كه آيه خود دليلي بر صحت اين رويكرد است و معناي آن اين خواهد شد كه؛ “آناني كه نافرماني نكرده و در مسير صحيح و منطقي زندگي قرار گرفته‌اند، مي توانند بسيار بخندند و كمتر گريه كنند”. در خصوص آيه شريفه: “انّ الله لا يحبّ الفرحين”[18] (خداوند افراد شادمان را دوست ندارد) كه به نظر مي‌رسد به طور كلي شادي را نفي كرده است بايد گفت: اين آيه در مورد “ قارون” است و شرح مي دهد كه بندگان خدا ، به او كه از داشتن ثروت شخصي و بي توجهي به نيازمندان شادمان بود ، مي گويند : " لا تفرح ، انّ الله لا يحبّ الفرحين" (شادمان نباش كه خداوند اين گونه افراد شادمان را دوست ندارد) اصطلاحا “ الف ولام “ در “الفرحين” الف ولام عهد است. يعني ؛ خداوند شادماناني از نوع آنان كه در اين خطاب، مورد نظربوده‌اند را دوست ندارد. در آيه شريفه ديگري (مجادله 10) اينگونه آمده است كه محزون ساختن مؤمن كاري شيطاني است. در قصص 8 نيز خداوند محزون شدن كافر را به خود نسبت مي‌دهد.و يا در ماجراي حضرت يونس(ع) نجات از غم را به خود نسبت مي‌دهد.[19] البته نبايد فراموش كرد كه اين يك روي سكه آيات در خصوص غم وشادي است. زيرا در اياتي هم داريم كه مؤمن غم ناشي از ياد آخرت دارد.[20] و همچنين است بيان علامه طباطبايي (ره) ذيل اه شريفه 153 آل‌عمران كه غمي كه فرد را از اندوهي ناپسند منصرف كند خود نعمتي الهي است.[21] در آيات بسيار ديگري به انواع مختلف خوب بودن رفع غم و اندوه از سويي و مدح شادي حقيقي از سوي ديگر اشاره شده است.[22]

...... ادامه دارد



[1] هنر شاد زيستن،ص 21

[2]كتاب كوچك عقل و خرد، ص 13 و 36 و 61

[3] روم  آيه15

[4]حديد (57) آيه23.

[5] شعراء (26) آيه13.

[6] همان، آيه3.

[7] قلم (68) آيه48.

[8] نمل (16) آيه58.

[9] عبس  آيه39.

[10] همان، آيه1.

[11] انسان آيه10.

[12] عبس آيه40.

[13] معارج آيه20.

[14] نمل آيه89.

[15] بقره /٣٨ و ٦٢ و١١٢ و ٢٦٢ و ٢٧٤ و ٢٧٧ ، آل عمران /١٧٠ ، مائده / ٦٩ ، انعام / ٤٨ ، اعراف /٣٥ ، يونس /٦٢ ، احقاف /١٣

[16] توبة/٨١

[17]٨٠ توبه

[18] قصص ٧٦

[19]  انبياء 88 و يا طه 40

[20]  توبه 92

[21]  طباطبايي، محمد حسين  الميزان، ترجمه محمد باقر موسوي، انتشارات جامعه مدرسين، 1363، ج4، ص69

[22]  حجر 88- نحل 127- آل عمران139و 176- مائده 41- يونس62 و 63 و 65- لقمان 23- يس 76- انعام 33و 48- كهف 6- قصص 7- بقره 112و 262 و 277 – يوسف 86

 |+| نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 18:37  توسط محسن حبیبی  | 
 
  بالا