تبليغاتX
عقل سرخ
 
عقل سرخ
 
 
همی گویم و گفته ام بارها بود کیش من مهر دلدارها پرستش به مستیست درکیش مهر برونند زین حلقه هشیارها
 

چند وقتی است دستم به نوشتن مطالبی که در ذهن دارم نمی رود.

این قبض و بسط روح هم حکایتی دارد. هر چند راضی هستم به رضای حق و

به دعای دوستان محتاج

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 18:6  توسط محسن حبیبی  | 

حلول ماه رجب المرجّب وميلاد امام محمد باقر(ع) بر میهمانان الهی گرامی باد

 

((فضيلت و اعمال ماه مبارك رجب))

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روايات بسياری وارد شده است. از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضيلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در اين ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه يك روز از ماه رجب را روزه دارد موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

از حضرت موسى بن جعفر عليهماالسلام روایت است كه: هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم يك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه دارد بهشت او را واجب گردد.

و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر. هر كس يك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بياشامد.

از حضرت صادق عليه السلام روایت است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گويند زيرا كه رحمت خدا در اين ماه بر امت من بسيار ريخته مى‏شود پس بسيار بگوئيد: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

و ابن بابويه به سند معتبر از سالم روايت كرده است كه گفت: رفتم به خدمت حضرت صادق عليه السلام در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود چون نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آيا در اين ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غير خدا كسى نمى‏داند به درستى كه اين ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى ديگر فضيلت داده و حرمت آن را عظيم نموده و براى روزه داشتن آن گرامى داشتن را بر خود واجب گردانيده است.

پس گفتم يابن رسول الله اگر در باقيمانده اين ماه روزه بدارم آيا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كه يك روز از آخر اين ماه را روزه بدارد خدا او را ايمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كه دو روز از آخر اين ماه روزه دارد بر صراط به آسانى بگذرد و هر كه سه روز از آخر اين ماه را روزه دارد ايمن گردد از ترس بزرگ روز قيامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بيزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه از براى روزه ماه رجب فضيلت بسيار وارد شده است و روايت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه اين تسبيحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دريابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِيلِ سُبْحَانَ مَنْ لا يَنْبَغِى التَّسْبِيحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .

دعا و نیایش

اعمال مشترك ماه مبارک رجب


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 16:36  توسط محسن حبیبی  | 

       حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته


 كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.

(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 9:32  توسط محسن حبیبی  | 
 امام رضا علیه السلام فرمودند:

 تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا


به دیدن یكدیگر روید تا یكدیگر را دوست داشته باشید و دست یكدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

(بحارالانوار،ج78،ص 347)

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 15:53  توسط محسن حبیبی  | 

به زودی مطلبی از استاد بزرگوارم جناب

 دکتر اعوانی تقدیمتان خواهم نمود.

به امید حق

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 19:23  توسط محسن حبیبی  | 

بدانید دنیای امروز دنیای گم شدن حقیقت است.

أَنزَلَ مِنَ السَّماءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةُ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رَابِياً وَمِمّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقِّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ                                 رعد(17)

خداوند در این آیه شریفه حق و باطل را به آبی که از آسمان فرود می آید و در شکاف های کوه به قدر گنجایش آنها جریان یافته و سپس بر اثر اختلاط با خاک و خاشاک بر رویش کف ایجاد می شود٬ مثال زده است. البته مثال دیگر این آیه شریفه کفی است که بر روی فلزات مذابی چون طلا به وجود می آید. شاید این دو گانه بودن مثال برای این باشد که باطل تنها بر اثر اختلاط حق با غیر حق ظاهر نمی شود بلکه اصلا خاصیت ذاتی نزول ظهور و بروز حباب باطل است.

باید دانست که باطل جولان و نمود زیادی دارد اما بالاخره این حق است که منافع داشته و می ماند. راستی باطل در این مثال چیست؟ آیا چیزی غیر از آب است که چگالی کمتری پیدا کرده و به رو آمده است. حباب از نگاهی همان آب است و اگر با این نگاه به آن بنگریم چیزی جز حق نیست. و اگر به حباب بودن و خود آن به صورت مستقل بنگریم چیزی جز باطل و پوچ نیست.

این در مورد تمام موجودات عالم یعنی ما سوی الله صدق می کند یعنی اگر به طور مستقل در نظرشان بگیریم باطل هستند و ظهور زیاد اما نا پایدار دارند و ما را از حق دور می سازند. این یکی از معانی دنیای مذموم است.

اما اگر آنها را جلوه های حق بدانیم که تماما وابسته و فقیر نسبت به خداوندند می شوند حق نما و در این حالت چیزی جز حق نیستند.

واقعا بهتر از این  مثال قرآن در خصوص شناساندن حق و باطل چه کلام دیگری می توان گفت؟

البته این ویژگی کتاب آسمانی چون قرآن است که با بهترین استفاده از مثال ها موضوع را به مخاطب برساند.

در کتاب های مقدس دیگر هم شبیه این مثال ها وجود دارد همچون مثالی که در عهد جدید وجود دارد.

در آنجا حق و باطل به کاه و سوزن مثال زده شده اند.

جالب این است که دنیای امروز دنیای بدون حقیقت است. همان که رورتی سوفستایی بزرگ معاصر( پروتاگوراس قرن) در کتب های خود بیان می کند یعنی اینکه انسان اصلا به دنبال حقیقت نبوده است و آنچه جستجو می کرده است تنها اثبات حقانیت (Justification) بوده است نه حقیقت (Truth)

این یعنی غوطه ور شدن در مادیت و نگاه به باطل.

به راستی که دنیای امروز دنیای گم شدن حجت است و ما در عصر استضعاف به سر می بریم.

به امید روزی که از پرده غیبت به در آییم و به جای نظاره بر کف باطل به زلال حقیقت بنگریم. 

اگر در خصوص این آیه شریفه نکته و مطلب دارید در میان بگذارید.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 22:19  توسط محسن حبیبی  | 

* امام رضاعليه السلام: زيارَةُ قَبرِ أبي مِثلُ زِيارَةِ قَبِر الحُسَينِ؛

زيارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعليه السلام، مانند زيارت قبر حسين‏عليه السلام است.
* روايت شده است: أنّهُ (الكاظِم َ‏عليه السلام) كانَ يَبِكي مِن خَشيَةِ اللَّهِ حَتّى‏ تَخضَلَّ لِحيَتُهُ بِالدُّمُوعِ؛
امام كاظم همواره از بيم خدا مى‏گريست، چندان كه محاسنش از اشك تر مى‏شد.

 * امام كاظم ‏عليه السلام: ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَكثُ الصَّفَقَةِ و تَركُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ؛

سه چيز تباهى مى‏آورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت.

* امام كاظم ‏عليه السلام: عَونُكَ لِلضَّعيفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛

 كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است.

 * امام كاظم‏ عليه السلام: لَو كانَ فِيكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛

 اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مى‏كرد.

* امام كاظم‏ عليه السلام: لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ؛

 كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست.

 * امام كاظم ‏عليه السلام: ما مِن شَى‏ءٍ تَراهُ عَيناكَ إلّا و فيهِ مَوعِظَةٌ؛

 در هر چيزى كه چشمانت مى‏بيند، موعظه‏اى است.

* امام كاظم ‏عليه السلام: مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة؛

هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مى‏دارد.

 * امام كاظم ‏عليه السلام: إذا كانَ ثَلاثَةٌ في بَيتٍ فَلا يَتَناجى‏ إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِكَ مِمّايَغُمُّهُ؛

هر گاه سه نفر در خانه ‏اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زيرا نجوا كردن، نفر سوم را ناراحت مى‏كند.

* امام كاظم‏ عليه السلام: إيّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَيهِ في مَعصِيَةِ اللَّهِ؛

مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آن‏گاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى.

* امام كاظم ‏عليه السلام: لاتُذهِبِ الحِشمَةَ بَينَكَ و بَينَ أخيكَ وَأبْقِ مِنها فَإنَّ ذَهابَها ذَهابُ الحَياءِ؛

مبادا حريم ميان خود و برادرت را (يكسره) از ميان ببرى؛ چيزى از آن باقى بگذار؛ زيرا از ميان رفتن آن، از ميان رفتن شرم و حيا است.

* امام كاظم ‏عليه السلام: أبلِغ خَيراً و قُل خَيراً ولا تَكُن أمُّعَةً؛
خير برسان و سخن نيك بگو و سست رأى و فرمان‏برِ هر كس مباش.
* امام كاظم ‏عليه السلام: المُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ و لِلجازِعِ اثنَتانِ؛
مصيبت براى شكيبا يكى است و براى ناشكيبا دوتا.
* امام كاظم‏
عليه السلام: الصَّبرُ عَلَى العافِيَةِ أعظَمُ مِنَ الصَّبرِ عَلَى البَلاءِ؛
شكيبايى در عافيت بزرگ‏تر است از شكيبايى در بلا.

 

 

/ دائرة المعارف شيعه/ ج 20 /ص 362  

 |+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 16:48  توسط محسن حبیبی  | 

هم اینانند که ضرب المثل « انسان کامپیوتر را به شکل خویش آفرید » را در کنار این حدیث نبوی می نشانند که « خداوند انسان را به صورت خود آفرید. » و در این خودباختگی که از پرستش تکنولوژی حاصل می آید، تا آنجا فرو رفته اند که حاضرند قرن ها فرهنگ و ادب فارسی را قربانی این بتِ از هم فروپاشیده کنند ...

 |+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 15:20  توسط محسن حبیبی  | 
گفتم که روی ماهت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 8:54  توسط محسن حبیبی  | 

به مناسبت سالروز میلاد حضرت زهراء و روز زن مطالبی در ۲ بخش تقدیم می شود.

                              بخش اول : عفاف در پرتو حجاب

تاريچه حجاب

پوشش و لباس از نيازهای فطری آدمی بوده که از آغاز آفرينش به آن نياز داشته است. و داستان حضرت آدم و حوا دليل بر اين مدعاست. هنگامی که آنان از ميوه ممنوعه خوردند و برهنه شدند بلافاصله خود را با برگهای درخت پوشاندند. دانشمندان نيز بر قدمت تاريخ پوشش و تهيه لباس تأکيد نموده­اند. بر اين مبنا حجاب مربوط به دين خاصی نيست و پيش از ظهور اسلام نيز وجود داشته است. بر طبق شواهد تاريخی در ايران باستان و در ميان يهود و احتمالاً در هند حجاب وجود داشته است.

در تورات از چادر، برقع و روبنده­ای که زنان با آن سرو صورت و اندام خويش را
می­پوشانده­اند به طور صريح نام برده شده است. در انجيل نيز به طور صريح آياتی درباره لزوم عفت، آراستگی باحيا، پرهيز از آرايش با زيور آلات و وجوب پوشاندن موی سر به ويژه در مراسم عبادی، داشتن وقار ودوری از نگاه به نامحرم آمده است. در ميان مسيحيان و اروپاييان حجاب معمول و متعارف بود و اين عادت تا قرن سيزدهم رايج بود و از آن تاريخ به بعد رو به تخفيف گذاشت. جرجی زيدان دانشمند مسيحی می­نويسد: «اگر مقصود از حجاب، پوشاندن تن و بدن است، اين وضع پيش از اسلام و حتی پيش از ظهور ديانت مسيح معمول بوده وديانت مسيح هم تغييری در آن نداده و تا اواخر قرون وسطی، در اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز در خود اروپا باقی مانده است.»

 

عفاف و ابعاد مختلف آن

اللهم انی اسئلک الهدی و التقی و العفاف و الغنی و العمل بما تحب و ترضی ( صحيفه فاطميه)

در تعاليم اسلامی، مفهوم واژه عفت، برکنترل شهوات و جلوگيری آن در خروج از مرز اعتدال دلالت می­کند. اين واژه از ريشه «عفت» به معنی «خودداری از آنچه حلال نيست و خودداری از سخن يا عمل ناپسند گرفته شده است.(لسان العرب، ج 9)

«تعفف» يعنی خودداری نفس از محرمات و عدم تقاضا از مردم (مجمع البحرين ج 2) عفت حصول حالتی برای نفس است که در سايه آن غلبه با شهوت نيست و يا آن حالت مانع غلبه شهوت است(راغب اصفهانی ـ معجم مفردات الفاظ القرآن)

در قرآن کريم ...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 17:55  توسط محسن حبیبی  | 

از سوز محبت چه خبراهل هوس را 

این آتش عشق است نسوزد همه کس را

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 16:39  توسط محسن حبیبی  | 
تصوير سيماى اورا پيامبر، خود رسم كرده بود و او را در كوره هاى سختى و فقر و مبارزه و آموزش هاى عميق و شگفت انسانى خويش پرورده و ناب ساخته بود. وى در همه ابعاد گوناگون "زن بودن " نمونه شده بود. مظهر يك "دختر"، در برابر پدرش. مظهر يك "همسر"، در برابر شويش. مظهر يك "مادر"، در برابر فرزندانش. مظهر يك "زن مبارز و مسئول"، در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش. وى خود يك "امام" است. يعنى يك نمونه مثالى، يك تيپ ايده آل براى، يك "اسوه" يك "شاهد" براى هر زنى كه مى خواهد "شدن خويش" را خود انتخاب كند. او با طفوليت شگفتش، با مبارزه مدامش در دو جبهه خارجى و داخلى در خانه پدرش، خانه همسرش، در جامعه اش،در انديشه و رفتار و زندگيش، "چگونه بودن" را به زن پاسخ مى داد. نمى دانم از او چه بگويم ؟ چگونه بگويم؟ خواستم از "بوسوئه" تقليد كنم، خطيب نامور فرانسه كه روزى در مجلسى با حضور لوئى، از "مريم" سخن مى گفت. گفت، هزار و هفتصد سال است كه همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده اند. هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملت ها در شرق و غرب، ارزشهاى مريم را بيان كرده اند. هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان، در ستايش مريم همه ذوق و قدت خلاقه شان را بكار گرفته اند. هزار وهفتصد سال است كه همه هنرمندان، چهره نگاران، پيكره سازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندى هاى اعجازگر كرده اند. اما مجموعه گفته ها و انديشه ها و كوششها و هنرمنديهاى همه در طول اين قرنهاى بسيار، به اندازه اين يك كلمه نتوانسته اند عظمت هاى مريم را باز گويند كه: "مريم مادر عيسى است". و من خواستم با چنين شيوه اى از فاطمه بگويم، باز درماندم: خواستم بگويم: فاطمه دختر خديجه بزرگ است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم كه: فاطمه دختر محمد(ص) است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم كه: فاطمه همسر على است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم كه: فاطمه مادر حسنين است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم كه: فاطمه مادر زينب است. باز ديدم كه فاطمه نيست. نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست. فاطمه، فاطمه است.

دکتر علي شريعتي

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 15:26  توسط محسن حبیبی  | 
برخی می پرسند ما حواس مختلفی چون بینایی و شنوایی و ... داریم.

آیا خدا هم می بیند و می شنود و ...؟چگونه؟

نقل است خداوند روزی در مناجات با موسی (ع) گفت: چرا تشنه شدم و آبم ندادی؟
چرا گشنه شدم و غذایم ندادی؟
چرا مریض شدم و عیادتم نکردی؟
موسی عرض کرد خداوندا تو برتر از آنی که به این صفات در آیی.
پاسخ گرفت که فلان فرد تشنه بود و فلانی گشنه و دیگری مریض شده بود. و تو سیابش نکردی و...

به نظر این حقیرِ سرا پا تقصیر اگر ما شنوایی داریم از اوست و اگر بینایی داریم از اوست و ....
حتی زمانی که ما کاری می کنیم در واقع اوست که فاعل حقیقی است.

در حدیثی دیگر از پیامبراکرم(ص) داریم که مردم عیال خدا هستند.

در سوره انفال داریم ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی . یعنی ای پیامبر زمانی که تیر انداختی ٬ تو نبودی که تیر انداختی٬ بلکه این خدا بود که تیر اداخت.
در آیه ۲۴۵ سوره بقره در مورد قرض دادن  آمده است : من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا..
یعنی کسی که به خدا قرض حسنه دهد...چرا خدا نگفته به بنده من قرض دهد. گویا دستی که قرض می گیرد دست خداست که نه گویا٬ که واقعا دستی که می دهد و دستی که می گیرد دست خداست و من وتو تنها واسطه ایم و اگر غیر این ببینیم همان خود خواهی است که شیطان و فرعون داشتند.
آنها من گفتند و او ندیدند.
مرز میان موسی و فرعون تنها در نوع نگاه آنها بود.
هر دو انسان بودند و مخلوق خدا و می خواستند فاعل باشند.
تنها فرعون خود را مستقل می دید و ندای انا ربکم الاعلی سر می داد و موسی خود را غیر مستقل و حل شده در خدا میدید و ...خلاصه بنده بود.
تفاوت محمد(ص) و ابو جهل هم در همین نوع نگاه بود.
ماجرای حسین(ع) و یزید هم همینه.

ماجرای فرعون و موسی٬ ماجرای من و تو و ماجرای تمام تاریخ بشری است.
لذا در نماز پیامبر (ص) را اول به عبد می خوانیم و بعد رسول خدا.
پس سعی کنیم هیچ چیز رو به خودمون نسبت ندهیم.
جواب این شد : اگر خدا می بینه و می شنوه پس ما هیچ کجای کار نیستیم.
دوست دارم برام نظر بگذاری.

 |+| نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 12:2  توسط محسن حبیبی  | 

رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای:

*لازمه امنیت اقتصادی برخورد جدی با مفسدان اقتصادی است و این تصور که برخورد با مفسدان اقتصادی موجب ناامنی اقتصادی می شود، صحیح نیست.

*نباید حیثیت و آبروی افراد در جامعه، بازیچه قرار گیرد و بدون دلیل، افراد مورد سؤال قرار گیرند و درباره آنها شایعه‌سازی و به آنها تهمت زده شود .

 |+| نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 9:16  توسط محسن حبیبی  | 

مطالبی که ملاحظه می کنید از سوی یکی از مطلع ترین افراد نسبت به نظر سنجی های انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، یعنی دکتر اسماعیلی(آرمان انقلاب اسلامي)، مطرح شده است. شک نکنید این مطالب در نوع خود بی نظیر است .

 

به بهانه سوم تیر سالروز انتخاب دکتر احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور کشورمان مناسب دیدم  به موضوع نظرسنجی های انتخاباتی که تا امروز نیز  به عنوان یکی از نکات مبهم آن انتخابات یاد می شود اشاره نمایم.

در آن زمان بنده مسئولیتی در یکی از معتبرترین مراکز نظرسنجی کشور داشتم و هم زمان کار تحلیلی بر روی نتایج نظرسنجی ها انجام می دادم. از این رو می توانم به ضرس قاطع بگویم کم وبیش در همه مراکز نظرسنجی و حداقل در این مرکز، نظر سنجی ها ....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 13:46  توسط محسن حبیبی  | 

سهروردي فيلسوفي ايراني- اسلامي

اشاره: شهاب الدين سهروردي، بزرگ ترين فيلسوفي است كه حكمت اشراق در آثار و روش فلسفي او به كمال رسيد و به همين جهت به «شيخ اشراق» ملقب شد.
با وجود اهميت بسيار او در فلسفه اسلامي و به رغم تلاشهاي افرادي چون هانري كربن، دكتر سيد حسين نصر، دکتر ابراهیمی دینانی و دكتر حسين ضيايي در معرفي او به ايرانيان و جهانيان، اما هنوز آنچنان كه بايسته و شايسته است درباره او كه در كنار ابن سينا و ملاصدرا كه يكي از سه قله فلسفه اسلامي به شمار مي آيد كار چنداني صورت نگرفته است. مطلبي كه از پي مي آيد، گزارشي است از خلاصه اي از مجموع سخنراني هاي ارائه شده در  نود و سومين نشست کتاب ماه ادبیات با عنوان «سهروردي شناخت» .
دكتر غلامحسين ابراهيمي ديناني در ابتداي اين نشست ضمن معدود خواندن آثاري كه در باب سهروردي نوشته شده است، درباره هشتصد سال بي توجهي به آراء و انديشه هاي او گفت: هر چند بعد از هانري كربن درباره سهروردي مقالات و آثاري نوشته شد اما تا بيش از آن توجه چنداني به اين شخصيت چند بُعدي نشده بود. سهروردي تنها فيلسوفي بود كه بايد از جايگاه خاصي در تفكر ايراني برخوردار مي شد و هزاران اثر درباره او به رشته تحرير درمي آمد، اما اين امر به شدت مورد بي توجهي قرار گرفت، چون سهروردي دقيقاً فيلسوفي ايراني- اسلامي است.فارابي عقايد يوناني خود را بعدها به صورت اسلامي عرضه مي كند. ابن سينا كمي متمايل به فلاسفه يونان است و هر چنداز فرهنگ اسلامی نیز تآثیر گرفته است اما عنصر اصلي تفكر او از يونان نشأت مي گيرد. حتي ملاصدرا نيز كم وبيش يوناني است. تنها فيلسوفي كه ضمن احترام قائل شدن براي نحله هاي فلسفي يوناني، نمي خواهد يوناني باشد، سهروردي است. او نه يوناني است و نه يوناني زده و به همين دليل هم در طول اين هشتصد سال مغفول واقع شد. شايد اين امر بيانگر آن باشد كه ما در گذشته به اندازه كافي ايراني نبوده ايم. به هر صورت سهروردي فيلسوفي ايراني- اسلامي است و ما امروز بيش از هر چيز نيازمنديم كه معناي ايراني- اسلامي را بفهميم و براي فهم آن بايد سهروردي را خوب بشناسيم.
وي در باب بحث نور و وجود در آراء سهروردي و ديگر فلاسفه اسلامي اظهار داشت: مهم ترين بحث سهروردي، بحث نور است، البته نه از جنبه فيزيكي. ابن سينا، فارابي و حتي ملاصدرا به نوعي وجودي هستند. اما سهروردي معتقد است در هيچ آيه و روايات اسلامي كلمه وجود به كار نرفته است، اما درقرآن كلمه «نور» به كار رفته و خداوند نور  آسمان و زمين خوانده شده است. ممكن است گروهي معتقد باشند كه نور هم وجود است اما سهروردي وجود را اعتباري دانسته است و هيچ كجا ذكر نكرده كه ماهيت اصيل است. اگر به فرهنگ ايران باستان رجوع كنيم، زرتشت قائل به نور و تقابل ظلمت و نور بود كه در نهايت به غلبه نور بر ظلمت ختم مي شد. سهروردي بين فرهنگ ..


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 14:59  توسط محسن حبیبی  | 
در انسان نيازهاي بسيار متفاوتي وجود دارد و آنها به گروههاي مختلفي تقسيم مي شوند. يك دسته از اين نيازها و گرايش ها، مادي هستند همچون تشنگي، گرسنگي و ميل جنسي و دسته اي ديگر نيازها و گرايش هاي معنوي و فطري.
حكمت بالغه الهي بر اين قرار گرفته كه هر نياز و گرايش كه خود حاكي از ميل دروني براي برطرف سازي نقص و يا رسيدن به كمالي است در جهان پاسخ مناسب دريافت كند. در مقابل تشنگي، آب و براي گرسنگي، غذاهاي مختلف پاسخهاي طبيعي رفع اين نيازها هستند.
شهيد بزرگوار مطهري ازاين نكته كه هر نيازي معطوف به كمالي در انسان است استفاده كرده و از گرايش انسان ها به جاودانگي، معاد پس از مرگ را اثبات مي كند.
در اين موضوع ايشان چنين استدلال مي كند كه چون ميل به جاودانگي در هر انساني وجود دارد، در نتيجه ميل به بقا نيازي خدادادي و فطري است و از آنجا كه ايجاد نياز بدون داشتن پاسخ مناسب خلاف حكمت الهي است، پس حتما خداوند براي اين نياز نيز پاسخي آفريده است ؛ اما از سويي مي دانيم اين مساله در اين جهان مادي قابل پاسخگويي نيست.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 10:8  توسط محسن حبیبی  | 
  خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه با فقر آشنايم كردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درك كنم.

 

           خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه مرا با درد آشنا كردي تا درد دردمندان را لمس كنم، و به ارزش كيميايي درد پي ببرم، و «ناخالصي»هاي وجودم را در آتش درد بسوزم، و خواسته‏هاي نفساني خود را زير كوه غم و درد بكوبم، و هنگام راه رفتن بر روي زمين و نفس كشيدن هوا، وجدانم آسوده و خاطرم آرام باشد تا به وجود خود پي ببرم و موجوديت خود را حس كنم.                                                                                                 شهید چمران                                                              

 |+| نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 9:31  توسط محسن حبیبی  | 

یکی از موضوعات مهم در خصوص فلسطین را در فصل "افسانه فروش زمین"  بخوانید. این مطلب از کتابی انتشار یافته از سوی دفتر جنبش حماس در تهران برداشت شده است و نشان می دهد بخش بسیار اندکی از سرزمین فلسطین از سوی یهودیان خریداری شده است و اغلب زمین ها با زور سرنیزه تصاحب شده اند.

علاقه مندان به موضوع فلسطین از مطالعه این مطلب لذت خواهند برد.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 0:10  توسط محسن حبیبی  | 
دو ست عزیزم آقای شمس آبادی در ذیل بخش نخست چنین پرسیده است که:

آیا صرف اینکه بگوییم قران و هستی در نزول وجود دارد می توان نتیجه گرفت که قواعد اساسی هر دو یکی است ؟ و اینکه نزول هستی یعنی چه ؟
آیا می توان بی واسطه با قران مواجه شد و آن را مرز ورود به فلسفه نامید ؟

بسیار خوشحالم که این عزیز مطلب را به طور دقیق مطالعه کرده است.

برای این که قرآن نازل شده است و این که دو نوع نزول دارد ( انزال که دفعتاْ است و تنزیل که نزول تدریجی است) آیات بسیاری وجود دارد. نمونه بارز برای...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 0:0  توسط محسن حبیبی  | 
 
  بالا