|
عقل سرخ
|
||
|
همی گویم و گفته ام بارها بود کیش من مهر دلدارها پرستش به مستیست درکیش مهر برونند زین حلقه هشیارها |
«میرزا نوراﷲ بن میرزا عبداﷲ بن عبدالوهاب چهارمحالی اصفهانی . ملقب به تاج الشعراء و مشهور به عمان سامانی . وی از اهالی قریه «سامان » است که آن از قرای چهارمحال خاک بختیاری میباشد. وی در سال 1264 هـ .ق . متولد شد و در شب سه شنبه دوازدهم شوال سال 1322 هـ .ق . درگذشت و در وادی السلام نجف دفن شد. او را دیوانی است به نام «گنجینه اسرار» که در هند و در ایران به چاپ رسیده است».
شایان ذکر است در خصوص محل دفن او گفته اند: "نقل است که جنازه عمان را در مسجد جامع سامان به خاک سپردند و بعدها به نجف اشرف و غری شريف به دار الاسلام انتقال دادند."
از آثار معروف عمان سامانی میتوان به گنجینه اسرار او اشاره کرد. گنجينه الاسرار شاه کار نامه عمان است. مرحوم استاد حبيب الله فضائلی "رحمت الله عليه" در وصف گنجينه الاسرار آورده است اين کتاب بحق کنز الاسرار يا چنانچه خود سراينده ناميده گنجینه الاسرار است، اسراری از ظهور عشق و جمال، اسراری از راز و نياز عاشق و جذبه های معشوق، اسراری از سير و سلوک و حالات وجد و شوق، اسراری از سوز وگداز و هجران و وصل. این اثر نفیس با این مطلع آغاز می شود :
كیست این پنهان مرا در جان و تن كز زبان من همى گوید سخن
این كه گوید از لب من راز كیست؟ بنگرید این صاحب آواز كیست؟
در من انیسان خودنمایى می كند ادعاى آشنایى میكند
كیست این گویا و شنوا در تنم؟ باورم یارب نیاید كاین منم
متصل تر با همه دورى، به من از نگه با چشم و، از لب با سخن
خوش پریشان با منش گفتارهاست در پریشان گوییش اسرارهاست
گوید او چون شاهدى صاحبجمال حسن خود بیند به سر حد كمال
از براى خود نمایى صبح و شام سر برآرد گه زر وزن، گه زبام
باخدنگ غمزه صید دل كند دید هر جا طایرى بسمل كند
گردنى هر جا در آرد در كمند تا نگوید كس اسیرانش كمند
لاجرم آن شاهد بالا و پست با كمال دلربایى درالست
جلوهاش گرمى بازارى نداشت یوسف حسنش خریدارى نداشت
غمزهاش را قابل تیرى نبود لایق پیكانش نخجیرى نبود
عشوهاش هر جا كمند انداز گشت گردنى لایق نیامد، بازگشت
ما سوا آینیهى آن رو شدند مظهر آن طلعت دلجو شدند
پس جمال خویش در آینیه دید روى زیبا دید و عشق آمد پدید
مدتى آن عشق بی نام و نشان بد معلق در فضاى بیكران
دلنشین خویش مأوایى نداشت تا در او منزل كند، جایى نداشت
بهر منزل بیقرارى ساز كرد طالبان خویش را آواز كرد
چونكه یكسر طالبان راجمع ساخت جمله را پروانه، خود را شمع ساخت
جلوهیى كرد از یمین و از یسار دوزخىّ و جنّتى كرد آشكار
جنّتى، خاطر نواز و دلفروز دوزخى، دشمن گداز و غیر سوز
................
شخصيتی چون حضرت حسين عليه السلام را با خصوصيات مراتب صوری و مجموعه حالات معنوی و مقامات عالی الهی و نبوغ و محوريت اجتماعی آن حضرت، در ذهن خود بياوريد و آنگاه جوانی چون علی اکبر را که خلقا" و خلقا" آئينه تمام نمای پيغمبر عظيم الشان اسلام بوده با تمام آراستگی و شايستگی به آن اضافه کنيد و آنگاه روانه ميدان خونش نماييد، آيآ اين حالات و واردات درونی چنين پدر و پسر را بهتر از اين می توان بيان کرد.
تا که اکبر با رخ افروخته خرمن آزادگان را سوخته
ماه رويش کرده از غيرت عرق همچو شبنم صبحدم بر گل ورق
بر رخ افشان کرد زلف پرگره لاله را پوشيده از سنبل زره
نرگسش سرمست در غارتگری سوده مشک تر بگلبرگ طری
تا آنجا که می سراید :
آمد و افتاد از ره با شتاب همچو طفل اشک بر دامان باب
کای پدر جان همرهان بستند بار مانده بار افتاده اندر رهگذار
و پاسخش را از زبا ن امام چنين می آورد:
در جواب ازتنگ شکر قند ريخت شکر از لبهای شکر خند ريخت
گفت کای فرزند مقبل آمدی آفت جان رهزن دل آمدی
کرده ای از حق تجلی ای پسر زين تجلی فتنه ها داری بسر
راست بهر فتنه قامت کرده ای ده کز اين قامت قيآمت کرده ای
نرگست با لاله در طنازی است سنبلت با ارغوان در باز است
در رخت مست غرورم می کنی از مراد خويش دورم می کنی
گه دلم پيش تو گاهی پيش اوست رو که با يک دل نمی گنجد دو دوست
بيش از اين بابا دلم را خون مکن زاده ليلا مرا مجنون مکن
پشت پا برساغر حالم مزن نيش بر دل سنگ پر نالم مزن
خاک غم برفق بخت دل مريز بس نمک بر تخت لخت دل مريز
همچو چشم خود بقلب خود متاز همچو زلف خود پريشانم مساز
حايل ره مانع مقصد مشو بر سر راه محبت سد مشو
لن تنالوا البر حتی تنفقوا بعد از آن مما تحبون گويد او
نيست اندر بزم آن والا نگار از تو بهتر گوهری بهر نثار
هر چه غير از اوست سد راه من آن تب است و غيرت و من بت شکن
چون تو را او خواهد از من رو نما رو نما شو جانب او رو نما
تا اينکه می گويد:
پس برفت آن غيرت خورشيد و ماه همچو نو از چشم و جان از جسم شاه
همچنين حالات و واردات درونی خواهر و برادری همچون حسين و زينب را در چنان موقعيتی بنگريد تا چگونه مجسم ساخته است.
کای سوار سر گران کم کن شتاب جان من بختی سبکتر زن بررکاب
تا ببسوم آن رخ دلجوی اوو تا ببويم آن شکنج موی تو
....
پس ز جان بر خواهر استقبال کرد تا رخش بوسد الف را دال کرد
....
با تو هستم جان خواهر همسفر تو بپا اين راه کوبی من بسر
خانه سوزان را تو صاحبخانه باش با زنان در همرهی مردانه باش
....
گفت زينب در جواب آن شاه را کای فروزان کرده مهر و ماه را
عشق را از يک مشيمه زاده ايم لب به يک پستان غم بنهاده ايم
....
معنی اندر لوح صورت نقش بست آنچه از جان خواست اندر دل نشست
شد عیان در طور جانش رايتی خر موسی صعقا زان آيتی
....
از رکاب ای شهسوار حق پرست پای خالی کن که زينب شد ز دست
هم در وصف حضرت زينب می گويد:
زن مگو مرد آفرين روزگار زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو خاک درش نقش جبين زن مگو دست خدا در آستين
مطلبی از خواجه عبدالله انصاری
الهی فاسقان زشتند
و زاهدان مزدور بهشتند
ای افریننده خلقان از اتش و اب
و ای نگهدارنده ایشان از شر فتنه اسباب
گرفتار ان دردم که تو درمان انی
محتاج آن ثنایم که تو سرای آنی
من در تو چه دانم
تو دانی
"مسلمانان باید سرزمینهای ما را ترک کنند" این اصلی ترین پیام کتاب" فائق آمدن بر خطر جهاد " اثر" سردیا تریفكوویچ"است. در این کتاب می خوانیم:"...هزینه ملموس حضور یك مرد ، یك زن و یك كودك مسلمان در امریكا برای مالیت دهندگان آمریكایی ، لااقل سالی 100 هزار دلار است . هزینه ناخوشایند بودن عمومی مرتبط با خطر تروریسم و تأثیر آن بر چگونگی زندگی ما ، البته ، غیرقابل محاسبه است ... میان درصد تعداد مسلمانان یك كشور و افزایش خشونت های تروریستی در آن كشور ( تنزل عمومی كیفیت زندگی و گفتمان جامعه متمدن به كنار ) ، ارتباطی دو جانبه وجود دارد كه از طریق آزمایش و تجربه درستی آن به اثبات رسیده است .
دیر یا زود ، ما ناگزیریم با پیامدهای این واقعیت به مقابله برخیزیم . بهترین شیوه جهت مقابله با جهان اسلام آن است كه حتی الامكان با آن كمتر در تماس باشیم . مصلحت آن است كه مهاجرت مسلمانان را به سرزمین های خود [در مغرب زمین] كاملا متوقف كنیم . این كار به شیوه های غیرمستقیم امكان پذیر است ، از قبیل ممنوع ساختن ورود مهاجران از كشورهایی كه به اشتغال در فعالیت های تروریستی شهرت دارند . همه مسلمانان كه شهروند كشورهای غربی نیستند ، لازم است كه از این سرزمین ها اخراج شوند . ما ، هم چنین ، بهتر است كه در قوانین خود تغییراتی بدهیم تا تابعیت آن عده از شهروندان مسلمانی كه از شریعت پشتیبانی می كنند ، درباره جهاد و نابرابری " كفار " با مسلمانان و امثال این ها به تبلیغ می پردازند ، باطل گردد و بازگرداندن آنان به زادگاه های شان تضمین شود .
برای ما ضروری است كه محیط و جوی ایجاد كنیم كه در آن اجرای فرایض دینی مسلمانان با دشواری مواجه شود . صلاح در آن است كه شهروندان مسلمان یا ناگزیر شوند كه شیوه های غیردینی زندگی ما را بپذیرند و یا ، در صورتی كه شیفته احكام شریعت هستند ، سرزمین های ما را ترك كنند . بخش عظیمی از این كار را می توان با روشی عاری از تبعیض به انجام رساند ، آن هم صرفا از طریق امتناع ورزیدن از دادن مجوزهای ویژه به مسلمانان جهت برخورداری شان از نهادها و آیین های مورد توجه خاص آن ها . مسلمانان نباید اجازه اذان گفتن در ملاعام داشته باشند ، چرا كه چنین عملی به منزله اهانت به پیروان سایر ادیان است . شایسته آن است كه پسران و دختران در تمامی فعالیت های ورزشی و تفریحی در ملاعام و از جمله در مدارس مشاركت داشته باشند . در مكان های عمومی استفاده از حجاب باید ممنوع گردد.
شركت ها و ساختمان های عمومی نباید تحت فشار قرار گیرند تا برای مسلمانان نمازخانه احداث یا دایر كنند . لازم است قوانینی به اجرا درآید تا سوء استفاده از قانون تجدید پیوند خانواده مقدور و میسر نباشد . مصلحت نیست كه به مسلمانان مجوزی برای سرمایه گذاری های كلان در رسانه ها یا دانشگاه های مغرب زمین اعطا شود . "
آیا اتفاقات اخیر در هلند پیش درآمدی برای اجرای این نظریات نیست؟
براستی خیرت ویلدرس 45 ساله که در پارلمان هلند بعنوان نماینده ای جنجالی و پوپولیست معروف است از "فتنه" اش چه می خواهد؟ به اعتقاد من چهار جواب را می توان متصور بود:
1- منافع حزبی
نظر اول آن است که او در راستای منافع حزبی اش حرکت می کند.حزب آقای ویلدرس تنها نه نماینده در مجلس هلند داشته و حزب قدرتمندی محسوب نمی شود. مسیحیان ، افراد بی دین ، همجنسگرایان و ... درصد قابل توجهی از جمعیت هلند را تشکیل می دهند. با تعریفی که ویلدرس از اسلام ارائه می دهد و وحشتی که در دل غیر مسلمانان بوجود آورده ، حزب آزادی (PVV)می تواند امیدوار باشد که در دور آینده انتخابات کرسی های قابل توجهی را کسب کند.
2- برای رسیدن به شهرت
به هر حال او یک سیاستمدار است. پیش از این معروفیتی نداشته و برای بقا نیازمند جلب افکارعمومی است. کارهایی از این دست راهی آسان برای جلب افکار عمومی و احیانا مقبولیت و محبوبیت است.
3-نگرانی بابت تندرویها
نظر دیگر آن است که او واقعا از تندرویها نگران است. پس می توان با ایشان از راه گفتگو به نتیجه ای عقلانی رسید اما چرا تاکنون بارها از گفتگو با مسلمانان تفره رفته است؟ ایشان طی دو سال گذشته با آنکه که مدعی بوده اهل دیالوگ است اما پیشنهاد هر نوع دیالگوی را رد کرده است!
4-خدمت به " ناتوی فرهنگی"
نظر آخر آنکه وی همکنون بعنوان یکی از سربازان "ناتوی فرهنگی" انجام وظیفه می کند. که به اعتقاد من این به واقعیت نزدیکتر است. البته در این خدمت آن جناب به شهرت نیز می رسد و البته این خدمت برای حزب متبوعش نیز مفید خواهد بود.
فیلم"فتنه" چیز تازه ای نداشت."ویلدرس" تنها تعدادی تصاویر آرشیوی را سرهم کرده که براحتی درسایتی مانند" یوتیوب" در دسترس است. مهم پیام این فیلم بود. اینکه نشان می دهد اسلام تماما دین خشونت است. چند شب پیش خبر ساعت 22:30 شبکه دوم سیما در بخش گفتگوی ویژه خبری خود میزبان حسین الخطیب عضو کمیته مجلس هلند بود. الخطیب مطلب تکان دهنده ای را یادآور شد. او گفت:" غربیان از توهین به اسلام نمی ترسند." بی شک حادثه یازده سپتامبر و تبلیغات منفی گسترده علیه مسلمانان بابت آن حادثه اصلی ترین دلیل بوجود آمدن این دیدگاه در جوامع غربی است.آیا این خطرناک نیست؟ آیا غربیان از توهین به هیچ دینی نمی هراسند؟پاسخ منفی است. برای پاسخ به این سوال بد نیست بخشی از مصاحبه بهنام تائبی مدرس دانشگاه «Delft» و نمایندهی سابق حزب سوشیالیست در شورای شهر Delft در هلند با رادیو زمانه را بخوانید. او در همین رابطه گفته است: "...این در جامعه دارد جا میافتد که بدوبیراهگفتن به مسلمانها یک چیز عادی شده است. کما اینکه الان این به نوعی به عنوان نُرم یا به عنوان قانون در جامعه شناخته شده که بد و بیراه گفتن به مسلمانها یک چیز خیلی عادی هست. در حالیکه بد و بیراه گفتن به مذهب، چیزی خیلی عادی نیست.
مثالی میخواهم بزنم. در هفتهی گذشته روز شنبه در شهر آمستردام تظاهراتی بود علیه راسیسم در هلند و یکی از چهرههای مشخص که در این زمینه نقش ایفا میکردند یا میکنند، آقای ویلدرس هستند. بنابراین این تظاهرات به نوعی هم به ایشان ارتباط داشت، علیه صحبتهای ایشان بود.
در این تظاهرات یکی از تظاهرکنندگان صحبت آقای ویلدرس را، کاملاً همان صحبتها را، کپی کرده بود روی پلاکارد چسبانده بودند. هرجا که ایشان گفته بودند اسلام، یهودیت را گذاشته بودند. هرجا که ایشان گفته بودند مسلمان، یهودی گذاشته بودند. این شخص بلافاصله دستگیر شد در تظاهرات. چرا؟ چون پلیس معتقد بود صحبتهای ایشان اهانت به یک مذهب و اهانت به یک ملت هست. اولا میخواهم بگویم که چنین حادثههایی هنوز اتفاق میافتد. اینجوری نیست که هر چیزی به هرکسی بخواهیم میتوانیم بگوییم، هر اهانت و هر بیاحترامی که بخواهیم میتوانیم بکنیم. ولی امثال آقای ویلدرس و جنبشهای راست در جامعهی هلند در چندسال گذشته متاسفانه جامعه را به اینجا رساندهاند که همین حرفهایی که در مورد مسلمانان گفته میشود، دیگر کسی اهمیتی به این قضیه نمیدهد..."
چرا قصد دارند توهین به مسلمانان امری عادی جلوه کند؟ رادیو زمانه طی مصاحبه ای با یک ایرانی دیگر از زبان مصاحبه شونده صراحتا جواب این سوال را داده است. در مصاحبه ای با دامون گلریز، عضو ایرانی حزب لیبرال دموکرات هلند. او اقدماتی نظیر ساخت فیلم فتنه را راهی برای" گذر از لایه ضخیم تقدس اسلام " دانسته است. این روزها رسانه های غربی از مفاهیمی چون "تقدس زدایی از اسلام" ، "امکان انتقاد از قرآن و رسول اکرم(ص)" فراوان سخن می گویند و منتقدان این مباحث را به دایره افراطیون می رانند.
ویلدرس صراحتا از اسلام بعنوان دشمن آزادی نام می برد و از افزایش جمعیت مسلمانان در هلند ابراز نگرانی کرده و راه حلهایی چون متوقف کردن ساخت مساجد، پس فرستادن کسانی که دارای هویت دوگانه ملی هستند و اخراج کسانی که مرتکب کاری خلاف قانون میشوند مطرح می سازد. راهکارهای ویلدرس و راهکارهای تریفكوویچ در کتابش که در ابتدای این مطلب آورده ام را باهم مقایسه کنید.آکنون بیش از پیش ماهیت " ناتوی فرهنگی" رخ می نماید. آنچه که امروز در هلند می گذرد مطمئنا در سایر کشورهایی غربی با اقلیت مسلمان اعمال خواهد شد. این یک هشدار جدی است!
مدتها قبل تر رهبر معظم انقلاب از "ناتوی فرهنگی" و جدی بودن خطر آن سخن گفته بودند.با توجه به فرمایشات معظم له دراین خصوص و نگرانیهای ایشان بابت حوزه فرهنگی کشور که در برابر تهاجم آسیب پذیر می نماید هنوز اقدامی موثر را شاهد نیستیم.اظهارنظرهای مقامات مسئول در خصوص " ناتوی فرهنگی" را جستجو می کردم. چیز قابل توجهی را نیافتم. البته به اظهارات اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم رسیدم که ای کاش نمی رسیدم.
منصفانه بگویم هستند صاحبنظرانی که که در این مقوله به کنکاش و تحقیق پرداخته و به نتایج قابل توجهی نیز دست یافته اند.
از جمله برخی تحلیلگران از هلند بعنوان پایتخت ناتوی فرهنگی نام برده اند. با توجه به رخدادهای اخیر درستی این نظریه بیشتر رخ می نماید.
رخدادهایی همچون:
1- اظهارات توهین آمیز پیم فورتان
پیم فورتان سیاستمدار دست راستی که به اسلام ستیزی و مخالفت با مهاجران مشهوربود همواره در سخنرانی هایش اسلام را فرهنگی عقبافتاده می نامید.او در سال ۲۰۰۲ کشته شد.
2- نمایش فیلم"تسلیم"
دو سال پیش تئو ون گوگ با ساخت فیلمی بانام "تسلیم" که نگاهی توهین آمیز به رفتار اسلام با زنان دارد اعتراضات مسلمانان را برانگیخت.او در سال ۲۰۰۴ کشته شد.
3-اظهارات توهین آمیز آیان حرصی علی
آَیان حرصی علی نویسنده و فیلمساز سومالیایی تبار ونماینده سابق پارلمان هلند است که در ساخت فیلم" تسلیم" با ون گوگ همکاری داشته است. او طی دو سال گذشته همواره اظهارات توهین آمیزی نسبت به اسلام و مسلمانان ابراز داشته و اسلامگرایی را یک خطر می داند. او خود را یکی از "مخالفان اسلام" معرفی می کند.
4-اظهارات توهین آمیز احسان جامی
احسان جامی فعال سیاسی ایرانی تبار است که با تغییر دین خود از اسلام طی سال گذشته اظهارات توهین آمیزی نسبت به مسلمانان ابراز داشته است. آخرین اقدام جامی ساخت انیمیشنی توهین آمیز بود که هنوز اکران نشده است.
5- نمایشگاه عکس سوره حرا
سوره حرا عکاسی ایرانی تبار است که هفت سال پیش به هلند مهاجرت کرد. او با اعلام برگزاری نمایشگاه عکسهای همجنسگرایان با ماسکهای اسلامی خبر ساز شد.با فشارهای مسلمانان این نمایشگاه برگزار نشد. او قصد خود را از ترتیب دادن این نمایشگاه ، به چالش کشیدن رویکرد ریاکارانه جهان اسلام نسبت به موضوع همجنسگرایی عنوان نمود.
6- نمایش فیلم"فتنه"
و آخرین مورد هم فیلم"فتنه" ساخته ویلدرس نماینده پارلمان هلند که بحث روز است.
فیلم فتنه در دولت هلند و سایر دولتهای غربی واکنشهایی در حمایت ازمسلمانان و تقبیح این عمل درپی داشت. بر این اعتقادم که اساسا نباید به این نوع همدردیها دل خوش کرد." ناتوی فرهنگی" جریانی موج سوار است.مطمئن نباشیم که این ماجرا بنفع جهان اسلام تمام خواهد شد. آنان در این حادثه بر دو موضوع تمرکز کرده اند یکی شکستن خطوط قرمز جهان اسلام و دیگری وسیع تر کردن دایره" اسلام افراطی" در ذهن مخاطبان غربی . دایره ای که کشورهایی مانند ایران را نیز در بر می گیرد. شاهدیم رسانه های غربی به این سمت و سو رفته اند که مسلمانانی که انتقاد (از نوع توهین های اخیر) به کتاب و پیامبرشان را نمی پذیرند،افراطی اند. آنها ابزار رسانه ای قدرتمندی در اختیار دارند. تنها کار کرد رسانه اطلاع رسانی نیست. تشکل مردم و فضا سازی از دیگر کارکردهای رسانه است که مدیریت " ناتوی فرهنگی" در بکار گیری آن تبحر دارد.
چندی پیش خبری منتشر شد که در آن از مسلمان شدن جمعیت بروکسل پایتخت بلژیک در آینده ای نزدیک اطلاع می داد. این خبر طبیعتا برای مسلمانان خوشایند است و برای دولتهای غربی نگران کننده. در ابتدای قرن بیستم تنها یکصد مسلمان در هلند زندگی می کردند اما اکنون جمعیت مسلمانان این کشور چیزی بالغ بر 845 هزار نفر است.امروزه 45 میلیون مسلمان در اروپا زندگی می کنند. آیا اسلام ستیزان این اقلیت قدرتمند مذهبی را تحمل خواهند کرد؟ پاسخ روشن است. اعتقاد آنان بر این است که مسلمانان باید سرزمینهایشان را ترک کنند!
همزمان با نمایش اینترنتی فیلم "فتنه" خبری مبنی پخش زود هنگام انیمیشنی با نام" زندگی محمد " نیز منتشر شد. اینبار نیز خبر از هلند مخابره می شد. گویا سازنده ایرانی تبار این انیمیشن بخشی از زندگی رسول اکرم (ص) با همسرش عایشه را (به گونه ای اهانت آمیز) به تصویر کشیده است. دیروز اعلام شد که احسان جامی از اکران فیلمش منصرف شده است.
وی قصد داشت هجده روز دیگر(بیست آوریل) در سالگرد تولد بیست و سه سالگی اش، ، فیلمش را به نمایش عمومی بگذارد. در پاسخ به اینکه چرا او روز تولدش را برای نمایش فیلم انتخاب کرده شاید بتوان گفت وی می خواهد یکبار دیگر نشان دهد یک هلندی تمام عیاراست. هلندیها اساسا به روز تولد خود بسیار زیاد اهمیت می دهند. شاید چیزی هم طراز اعیاد بزرگشان به آن بها می دهند. حساسیتهای نامبرده جالب توجه است!
به گزارش بی بی سی احسان جامی پس از آن از نمایش فیلم خود منصرف شد که وزیر دادگستری هلند به وی توصیه کرد از نمایش این فیلم که می تواند در جامعه تنش ایجاد کند دست بردارد. همچنین یکی از گروههای اسلامی هلند نیز برای جلوگیری از پخش فیلم کارتونی احسان جامی به دادگاه شکایت کرده بود.
و اما احسان جامی کیست؟ در ویکی پدیا در خصوص او آمده است:" احسان جامی یک سیاستمدار ایرانی - هلندی است. وی در سال ۲۰۰۷ میلادی به دلیل مواضع تند نسبت به دین و پیامبر اسلام در کشور هلند به شهرت رسید.احسان جامی در سال ۱۳۶۴ خورشیدی در ایران متولد شد و از نه سالگی همراه با خانوادهاش به هلند مهاجرت کرد. او اکنون دارای شهروندی کشور هلند است.جامی در رشته مدیریت در هلند تحصیل کرده و در سال ۱۳۸۲ خورشیدی به حزب کارگر پیوست. وی در زمستان ۱۳۸۵ به عنوان نماینده شورای شهر فوربورگ برگزیده شد.او دین اسلام را پس از حملات ۱۱ سپتامبر رها کرد و در ماه مه ۲۰۰۷، کمیته ای به نام کميته مسلمانان سابق هلند را تأسیس کرد.جامی در مرداد ۱۳۸۶ توسط دو مراکشی و یک سومالیایی در نزدیک منزلش مورد ضرب و شتم قرار گرفت که گفته میشود به دلیل مواضع او نسبت به دین اسلام بودهاست."
جامی اکنون عضو شورای شهری کوچک در حومه لاهه است. او عضو حزب کارگر هلند است. عمده شهرتش را مدیون تغییر دین خود از اسلام است. او علت این کارش را تاثر شدید بابت حادثه یازده سپتامبر اعلام نمود!
به هر رو پیداست نمایش کارتون "زندگی محمد" تا چه حد می تواند خطرناک باشد.... این روزها سوالی ذهنم را درگیر کرده است که چرا کشوری همانند هلند اینطور سریع درگیر مسائل بشدت تنش زا با مسلمانان شده است؟ چندی پیش ماجرای تئو ون گوگ ، این روزها با فیلم " فتنه" و شاید فردا انیمیشن " زندگی محمد"!
حدود یک میلیون از جمعیت 16 میلیون نفری هلند را مسلمانان تشکیل می دهند.جمعیت مسلمان این کشور عمدتا مهاجرینی از ترکیه و مراکش هستند. گفتنی است 50 درصد جمعیت هلند را مسیحیان شامل 30درصد کاتولیک و20 درصد پروتستان تشکیل می دهند و بیش از 40 درصد هلندیها نیز متعلق به هیچ دینی نیستند.دو اقدام اخیر علیه مسلمانان توسط افرادی صورت گرفته که بنظر می رسد علاقه زیادی به کسب شهرت دارند. هر دو فعالیت سیاسی می کنند و طبیعتا برای پیشرفت نیازمند جلب توجه افکارعمومی هستند.
در کشوری همانند هلند با اکثریت مسیحی و درصد قابل توجهی افراد بی دین ، هم جنس باز و...یقینا " اسلام" با تعریف ویلدرس و جامی یک تهدید است.آنگاه که این تبلیغات با واکنشهای غیر منطقی مسلمانان همراه شود باید منتظر موضع گیریهای ناگواری نسبت به اقلیت مسلمان در این کشور باشیم. با این تفاسیر یقینا فتنه های بسیاری در راه است و شاید اکنون هلند به مثابه یک آزمایشگاه است! اگر مسلمین با آنچه که امروز در هلند می گذرد برخوردی قاطع، معقولانه، منسجم، و موثر نداشته باشند خیلی زود پروژه اسلام زدایی به سبک هلندی در سایر کشورهایی با اقلیت مسلمان اعمال خواهد شد. امروزه مبارزه با اسلام بیش از پیش از شکل غیر مستقیم خود خارج شده و دشمنان اعتقادات ما را مستقیم هدف گرفته اند! روزهای سختی است...ما کجای این حادثه ایستاده ایم؟
رزم رستم و ويروس

كنون رزم رستمVirus و شنو دگرها شنيدستي اين نیزشنو
كه اسفنديارش يكي CD بــداد بگفتا به رستم كه اي نيكزاد
در اين CD باشد يكي فیلم ناب كه بگرفتم از Site افراسياب
برو حال مي كن بدين CD ناب! كه هم نون در آن باشد وهم آب !
چو رستم چشم تهمینه را دور دید شتابان به ديدار رايانه دوید!
چـــو آمـــــد به نزد رایــانه اش بزد ضربه بر دكمه Power اش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت مران CD را در Drive اش گذاشت
دران CD بديدش يكي File بود بزد Enterآنجا و اجرا نمود
كزان يك Demo گشت زان پس عيان به فيلم و به موزيك و شرح و بيان
به ناگه چنان سيستمش كرد Hang كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگر باره Restart نمود همي كرد Hang و همان شد كه بود
تهمتن كـــــلافه شـــد و داد زد ز بخت بد خويش فريـــــــــــــــاد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنـــــــود بيامد كه ليسانس رايانه بـــــــــود
بدو گفت رستم همه مشكــلــش وزان CDو برنامــــــــه خوشگلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش يكي ديسكBootable آورد پيش
يكي Toolkit اندر آن دیسک بود بر آورد آن را و اجرا نمــــــــــــود
همي گشت Toolkit هارد اندرش چو كودك كه گردد پـــــــــي مادرش
به ناگه يكي رمز Virus يـــافـــت پي حذف امضاي ايشان شتـــــــافت
چو Virus را نــيــک بشناختش مر از Boot Sector بر انداختش
يكي ضربه زد بر سرش Toolkit كه هر بايت ان گشت هشتـــاد Bit !
به خــاك اندر افــكــنــد Virus را بزد تـهـمـتـن به رايانه بـــــوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش كه اين بار بگذشت از پل خــــــرش
دگــر باره امـا خــريـت مـكــن ز رايانه اصلا تو صحبت مــكــن !
قسم خورد رستم به پروردگار نگيرد دگر CD از اسـفـنـديـــــــار
مطلبی جالب توجه از دوست خوبم
فتنه ای دیگر!
تلاشها برای عدم نمایش فیلم تحریک آمیز و ضد اسلامی خیرت ویلدرس نماینده راستگرای پارلمان هلند با نام "فتنه" به نتیجه ای نرسید و فیلم روز ۲۷ مارس در سایت لایو-لیک به نمایش در آمد. این اقدام با فاصله کوتاهی از نمایش کاریکاتورهای توهین آمیز دانمارکی صورت می گیرد. رادیو زمانه که این خبر را بطرز تامل برانگیزی پوشش وسیعی داده درباره فیلم آورده است:
------"این فیلم پانزده دقیقهای در بخش اول خود به صورت متناوب آیه ای از سوره های قرآن را تلاوت می کند و سپس رابطه ای میان مضمون آیه را با خشونتهای تروریستی یا اندیشه های افراطگرایانه برجسته می سازد. مثلا در آغاز فیلم صفحه ای از قرآن باز می شود و آیه ای قرائت میشود که در آن "مؤمنان ترغیب به دشمنی با دشمنان الله میشوند." پس از آن تصاویری از جمله هواپیماها به برجهای مرکز جهانی تجارت در نیویورک به نمایش در میآید. صحنههایی از بمبگذاریهای لندن و مادرید و قتل کارگردان هلندی نیز در فیلم آمده است.
در صحنه هایی از این فیلم نیز قمه خوردن کودکان شیعه عراقی توسط مادرانشان در عاشورا و اعدام زنی افغانی توسط طالبان در زمین فوتبالی در کابل را نشان می دهد.
در بخش دوم، فیلم بر حضور مسلمانان در هلند و اروپا متمرکز می شود و تفاوت باورهای دینی آنان را در باره زناکاران و جهاد و روابط همجنسگرایانه برجسته می سازد و آنها را به عنوان خطری برای جوامع اروپایی مطرح می کند.
در این فیلم کوتاه که "فتنه" (Fitna) نامگذاری شده روایت کلامی وجود ندارد و فیلم صرفا با کنار هم گذاشتن آیات و صحنه هایی از فیلمهای تلویزیونی مختلف و یا بریده روزنامه ها روایت خود را پیش می برد.
در این فیلم صحنههایی از ویدیوهای سر بریدن غربیان توسط افراد گروه القاعده، سخنرانیهای شدیداللحن خطبای اسلامی از شبکه تلویزیونی اقرء عربستان سعودی و صحنههای مربوط به کشته شدن کارگردان هلندی ضد اسلام، تئو فان خوخ (ون گوگ) به دست یک مراکشی مسلمان گنجانده شده است. در صحنه هایی از فیلم نیز یهودکشی و یهودستیزی از زبان امامان مساجد و جمعه که به زبان عربی سخنرانی می کنند برجسته می شود.
پس از آن تصاویری از رهبران ایران از جمله محمود احمدینژاد، پخش می شود که وعده می دهند اسلام تمام جهان را فتح خواهد کرد.
تهدیدهای مختلف نسبت به سیاستمداران ضد اسلامی هلند از دیگر تصاویر این فیلم هستند.
فیلم خیرت ویلدرس با تظاهر به پاره کرده صفحه ای از قرآن که به زعم او حاوی آیات مبلغ خشونت است و فید فیلم پیش از انجام آن تمام می شود. صدای پاره شدن صفحه شنیده می شود اما در تیتراژ پس از این صحنه می آید: «صدایی که شنیدید صدای پاره کردن صفحه ای از کتاب تلفن بود.»
او در این تیتراژ می گوید: «دولت می خواهد که شما به اسلام احترام بگذارید اما اسلام برای شما احترامی قائل نیست.» در تیتراژ پایانی فیلم پیامهایی می آید در باره اینکه باید ایدئولوژی اسلامی را شکست داد همانطور که ایدئولوژی کمونیستی شکست داده شد. "-----
آقای ویلدرس چرا به من توهین می کنید؟!
آقای ویلدرس من یک مسلمانم. نه در شناسنامه ام بلکه با تمام وجودم! عضو القاعده هم نیستم!هیچ کس را نکشته ام!به هیچ کس آسیبی نرسانده ام! از قضا کاریکاتور کشیدن هم بلدم اما هیچ وقت کاریکاتوری در توهین به مقدسات هیچ دینی تصویر نکرده ام! دین که جای خود دارد هیچ ملیت و قومیتی را هم کاریکاتور نکرده ام!راستی فیلم ساختن را هم بهتر از شما بلدم! اما در این زمینه هم مانند شما نبوده ام.
آقای ویلدرس ناراحتم که چرا به دروغ چیزهایی را به من نسبت داده اید که هرگز به آن فکر نکرده ام! هرگز فکر نکرده ام که سر کسی را ببرم! کسی را مثله کنم! آدمهای بیگناه را بمب تکه تکه کنم!
ناراحتم که به نام آزادی به من و مقدسات من توهین کرده اید!
آقای ویلدرس لطفا به من ثابت کنید که چگونه تا آن حد که در فیلمتان نشان داده اید، رفتارم ضد انسانی و وحشیانه است!
آقای ویلدرس چرا به من توهین می کنید؟!
سخنی با دوستان وبلاگ نویسم
ما مسئول دفاع از آزادگی خویشیم... این صدا نباید حبس بماند... گروهی وقیح شده اند.... جالب است بدانید طراح دانمارکی کاریکاتورهای موهن علیه رسول اکرم (ص) استفاده بدون اجازه کاریکاتور هایش در فیلم ویلدرس را نقص حق کپی رایت دانسته و قصد دارد از ویلدروس شکایت کند...می بینید در توهین به مقدسات ما سر و دست می شکنند .... باید فعال تر بود
از نوشتن در این صفحات مجازی تا اعتراضی شایسته یک مسلمان در هر کجای این دنیا... به هر شکلی که زیبنده یک مسلمان است.
دو روز از حادثه می گذرد و هیچ حرکت خاصی ندیده ایم...جز محکومیت ماجرا توسط مقامات رسمی... مگر فقط مقامات رسمی مسلمانند ؟مگر ما مسلمان نیستیم؟...جنبشی حرکتی چیزی....حتی یک تحصن ساده مقابل سفارت هلند را هم شاهد نبوده ایم...
این هم ادامه دارد...
ارزش اخلاقي شادي وغم
پديده شادي يا غم ، از نوع « انفعال نفس » است و آدمي در پديد آمدن آن اختياري ندارد. ولي ايجاد زمينه و بستر شكل گيري و تهيه مقدمات آنها در بسياري از موارد ، اختياري است و با رويكردهاي مختلف ميتوان به هر يك از آنها اقدام كرد. نقش تعليم و تربيت در اين موضوع مهم است و ميتواند به انتخاب صحيح روشها كمك كند و در سلامت روحي و رواني جامعه تأثير جدي بگذارد. «تعاليم ديني» ازتوان تأثير فراواني برخوردارند. هر گونه رويكردي در اين خصوص ميتواند فرهنگ جامعه را دچار تحولات مثبت يا منفي كند و در نهايت جامعهاي با نشاط و اميدوار يا جامعه اي افسرده و نوميد پديد آورد. روشن است كه نشاط و اميدواري جامعه ، موجب تلاش و فعاليت مثبت و رشد و توسعه و تكامل مادي و معنوي ميشود و افسردگي و نوميدي ، جامعهاي خمود ، غير فعال و منحط از نظر مادي و معنوي پديد ميآورد.
اين حالات تا آن جا كه غير اختياري باشند از نظر اخلاقي نه ارزش مطلوب دارند و نه نامطلوب، نه ارزش مثبت دارند و نه منفي. براي هر كس طبيعتا وقتي متوجه خطري ميشود حالت خوف پيش ميآيد. اين طبيعي است و اختياري هم نيست و هنگامي مطلوبش تحقق پيدا كند، شادمان ميشود. اين شادي امري طبيعي است، براي انبيا و اوليا(ع) نيز حالتي بوده است. در قرآن كريم بسياري از موارد همين اسف و غضب و حزن در مورد انبيا(ع) ذكر شده است.
اين حالات تا آن جايي كه يك انفعال طبيعي است مدح و ذمي در پي ندارد، ولي ادامه اين حالات و عكس العملهايي كه انسان انجام ميدهد از آن نظر كه اختياري است، ارزشهاي مثبت و منفي خواهد داشت. همچنين است مقدماتي كه انسان با اختيار خود فراهم ميكند. اين حالات مانند همه حالات ادراكي، وقتي تحقق پيدا ميكند كه انسان نسبت به آنها آگاهي داشته باشد. گاهي توجه غير اختياري است و انسان دفعتا متوجه ميشود خطري او را تهديد ميكند، اما گاهي اين توجه با اختيار خود انسان حاصل ميشود. مثلاً زماني انسان درباره چيزي فكر ميكند و متوجه ميشود كه خطري او را تهديد ميكند. اينجاست كه جنبه اختياري پيدا ميكند و وارد حوزه اخلاق ميشود، مثلاً انسان تا توجه به عذابهاي آخرت پيدا نكرده ترسي هم ندارد، اما وقتي از راه فكر كردن مي ترسد، چون مقدمات اين خوف اختياري بوده لذا اختياري محسوب ميشود.
حال اگر عملي اختياري موجب محروميت انسان از كمالِ برتري شود؛ يعني به واسطه تزاحم، ارضاء يكي محروميت از ديگري را با وجود اهميت بيشتر آن در پي داشته باشد؛ لذا اولي نامطلوب محسوب شده و ارزش منفي مييابد. بر عكس اگر عملي موجب شود انسان به خواستههاي ارزندهتر و كاملتري برسد، ارزش مثبت خواهد داشت. تمامي حالات نفساني نيز اينگونه هستند. اگر در مواردي خوف، حزن، سرور، رجا، يأس، قنوط و ساير مفاهيم مرتبط انسان را از كمالات ديگر باز دارند، آن حالت طبعا نامطلوب خواهد بود و به اندازهاي كه اختياري باشند از نظر اخلاقي، ارزش منفي خواهند داشت. در اسلام كمالي بالاتر از رسيدن به قرب الهي نيست. از اين رو تمامي اعمال با ملاك تقرب سنجيده ميشوند. اين به گونهايست كه در تمامي عبادات نيت خالص از اجزاء اصلي محسوب ميشود.
اما در انديشه فردي چون دالاييلاما شادي غايت غصواي زندگي محسوب ميشود. دكتر هوارد.سى. كاتلر قلب پيام او را از ميان سخنان دالايى لاما اينگونه استخراج كرده است: “به اعتقاد من مهمترين هدف زندگى ما، رسيدن به شادى است. چه انسان معتقد به اصول مذهبى باشد چه نباشد، و هر مذهبى كه داشته باشد، همه ما در جستجوى رسيدن به چيز بهترى در زندگى مان هستيم. بنابراين من فكر مىكنم، حركت و فعاليت ما به سوى دست يافتن به شادى است...” [1] اين مقصود زندگى هيچ ارتباطى به سواد، مال مليت، نژاد، موقعيت اجتماعى و يا ايدئولوژى ندارد و با هر موقعيتى مقصود از زندگى شاد بودن است زيرا كه ايده تندرستى و شادابى و آسايش و رفاه و خوشبختى بر صحيفه باطن انسان ترسيم شده است.[2] در اين نظرگاه شادي ارزش مطلق دارد و همواره مثبت است و ارزش هر عمل ديگري به نسبتي كه با شادي مييابد مشخص ميشود.
شادي و حزن در قرآن و روايات
در قرآن از «شادي» با واژگان "فرح" و "سرور" يا "حبور" ياد شده است. "فهم في روضة يحبرون”.[3] همچنين است مفاهيم مرح و بطر. در مقابل حزن و اسي: “لكيلا تأسوا علي ما فاتكم”.[4] و يا مفاهيم اسف، ضيق صدر: “فلاتكن في ضيق مما يمكرون”3، “يضيق صدري” [5] بخوع “باخعنفسك”[6] و ندامت از سوي ديگر قرار دارد. همينطور مفهوم “رضا” از يك طرف و مفاهيم سخط، غضب، كراهت، غيظ، و كظيم به معناي مكظوم از طرف ديگر است؛ مانند “و لاتكن كصاحب الحوت اذ نادي و هو مكظوم”[7] و همچنين آيه شريفه “و هو كظيم”[8]. همين گونه خوف و خشيت و اشفاق و رهبت و وجل كه تقريبا مترادف هستند؛ در مقابل امن و سكينه و اطمينان قلب و نيز رجاء كه انتظار رفع محذور يا تحقق مطلوب است. همچنين در مورد “شادي و غم” در قرآن مي توان به مفاهيم ذيل رجوع كرد: ضحك، بكاء، استبشار، اسفار، و قرة عين. همچون آيه شريفه “وجوه يومئذ مسفره، ضاحكة مستبشره”.[9] در مقابل گشادهرويي نيز حالت عبوسي قرار دارد : “عبس و تولّي”[10] ، و يا قمطرير: “يوما عبوسا قمطريرا”[11] ، يا تيرگي و غبارآلودگي: “عليها غبره”[12] و ميتوان تعبير “كالحون”، در آيه 104 مؤمنون، را نيز بر آنها افزود. مفاهيم ديگري نيز هست كه مربوط به رفتار انسان و عكسالعمل او در برابر رويدادهاي خوشايند و ناخوشايند است؛ مثلاً به بيتابي در عمل و گريه و ناله بسيار به هنگام بلا “جزع” گفته مي شود. “ان الانسان خلق هلوعا * اذا مسّه الشّر جزوعا”[13] و در مقابل آن واژه “صبر” به كار ميرود. فزع نيز همان خوف است كه در آيه شريفه “و هم من فزع يومئذ آمنون”[14] آمده است.
هر چند دين به نوعي شادي را تو صيه كرده است ولي بر خلاف عرفان هاي جديد که معتقدند اساس شادي خود را بر پايه شرايط و احوال ديگران قرار ندهيد و موجبات شادي و شور افزونتر خود را فراهم سازيد و يا اينکه مشكل مهم وجود بي عدالتي نيست ، بلكه نحوه واكنش شما در برابر آن است كه اهميت دارد؛ در دين هيچگاه شادي فردي هدف غاِِيي نبوده است.
از آيات مختلف الهي ميتوان به نوعي مطلوب نبودن « حزن و اندوه » را برداشت كرد. به طور نمونه در قرآن كريم نسبت به عاقبت نيك آدميان چه در دنيا و چه در آخرت (و عمدتاً در آخرت) و در مناسبتهاي مختلف آمده است: «... لا خوف عليهم و لا هم يحزنون = هيچ ترسي و اندوهي بر آنان نخواهد بود »[15] . اين بيان الهي نشان ميدهد كه خوف (ترس) و حزن (غم و اندوه) امور نامطلوب و ناپسندي هستند كه خداوند سبحان در بيان عاقبت پسنديده بندگان نيك خود با صراحت آنها را منتفي ميشمارد.
دليل ديگر اين آيه شريفه است: « فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيرا... جزا ء ً بما كانوا يفعلون = پس بايد كم بخندند و زياد گريه كنند... كه اين نتيجه ي رفتاري است كه انجام داده اند.”[16] است. اين آيه در مورد كساني است كه رفتار ناشايستي از آنان سرزده و از آن رفتار ناپسند ، شادمان و خنداناند”. يعني سخن از افراد “ نافرمان” است كه از دستور پيامبر خدا (ص) با بهانههاي غير منطقي ، سرپيچي كردند و از اين عمل خود شادمان بودند. فرح المخلّفون... = شادي كردند افراد متخلف ونافرمان[17]. اگر مفهوم مخالف اين آيه را در نظر بگيريم ، معلوم مي شود كه آيه خود دليلي بر صحت اين رويكرد است و معناي آن اين خواهد شد كه؛ “آناني كه نافرماني نكرده و در مسير صحيح و منطقي زندگي قرار گرفتهاند، مي توانند بسيار بخندند و كمتر گريه كنند”. در خصوص آيه شريفه: “انّ الله لا يحبّ الفرحين”[18] (خداوند افراد شادمان را دوست ندارد) كه به نظر ميرسد به طور كلي شادي را نفي كرده است بايد گفت: اين آيه در مورد “ قارون” است و شرح مي دهد كه بندگان خدا ، به او كه از داشتن ثروت شخصي و بي توجهي به نيازمندان شادمان بود ، مي گويند : " لا تفرح ، انّ الله لا يحبّ الفرحين" (شادمان نباش كه خداوند اين گونه افراد شادمان را دوست ندارد) اصطلاحا “ الف ولام “ در “الفرحين” الف ولام عهد است. يعني ؛ خداوند شادماناني از نوع آنان كه در اين خطاب، مورد نظربودهاند را دوست ندارد. در آيه شريفه ديگري (مجادله 10) اينگونه آمده است كه محزون ساختن مؤمن كاري شيطاني است. در قصص 8 نيز خداوند محزون شدن كافر را به خود نسبت ميدهد.و يا در ماجراي حضرت يونس(ع) نجات از غم را به خود نسبت ميدهد.[19] البته نبايد فراموش كرد كه اين يك روي سكه آيات در خصوص غم وشادي است. زيرا در اياتي هم داريم كه مؤمن غم ناشي از ياد آخرت دارد.[20] و همچنين است بيان علامه طباطبايي (ره) ذيل اه شريفه 153 آلعمران كه غمي كه فرد را از اندوهي ناپسند منصرف كند خود نعمتي الهي است.[21] در آيات بسيار ديگري به انواع مختلف خوب بودن رفع غم و اندوه از سويي و مدح شادي حقيقي از سوي ديگر اشاره شده است.[22]
...... ادامه دارد